Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
راست میگفت آن دوست...دهانت را می بویند...
Jangal
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: “مگه کوری؟"
Jangal
نخواستم با غم بسازی نخواستم هیچی نگی........نخواستم درد دلت رو دیگه با هیشکی نگی........آخه عشق اجباری نیست تو زندون من نمون..........حالا که فکر رفتنی دیگه از موندن نخون....
Jangal
آن قدر دلم گرفته که گذر جریان هوا هم دلخراشی می کند...چه شبه عجیبی
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 14 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 40 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 27 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 18 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 16 دقيقه قبل