Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
کاش میدانستی که دلم وصل دلی شد... که دلش... جای دگر بود و دلم... در تب ان دل به جنون شد... کاش میدانستی که دلم وصل دلی شد... که دلش نا مهربان بود و دلم ...مست خیالش و دلش... در هوس رویی دگر بود... کاش میدانستی که دلم... چقدر ساده دلی کرد ...که دل بست به عشق دل تو ...لیک دلت ندانست... که دلدار همچو شمعی بسوخت و... دلت رسم پروانگی هرگز نیاموخته بود
Jangal
این جا مهمانسرا نیست که هر غریبه و گرسنه و تشنه ای بیاید و خستگی بگیرد و سیراب شود و برود.این جا حساب و کتاب دارد.. اینجا دل است
Jangal
انقدر دلم می خواد الان قدم بزنم تا صبح...ای کاش حداقل حسام بود...
Jangal
چرا "دوست داشتن" نسبت به حساب نمیاد ؟؟ مثلاً بپرسن : شما چه نسبتی دارین ؟ من جواب بدم : دوسشون دارم... بعد طرف بگه : آهـــان ، متوجه شدم.!!!
Jangal
به سراغ من اگر می آیی، تند و آهسته چه فرقی دارد؟
تو همان طور که دلت خواست بیا
مثل سهراب دگر
جنس تنهایی من چینی نیست که ترک بر دارد،
جنس آهن شده است چینی نازک تنهایی من
تو فقط زود بیا
Jangal
وقتی از کوچه ی شما می گذرم دردهایم بیدار تر می شوند خانه شما را من ساختم با ملات دردهایم و پینه های دستان کوچکم اثر انگشت من هنوز روی تک تک آجر ها هست! ببین آیا کسی از تورم دست های من به تو چیزی گفته است؟
Jangal
مدتي شد كه در آزارم و ميداني تو ...به كمند تو گرفتارم و ميداني تو... از غم عشق تو بيمارم و ميداني تو ...داغ عشق تو به جان دارم و ميداني تو... خون دل از مژه ميبارم و ميداني تو... از براي تو چنين زارم و ميداني تو
Jangal
به زندانی گفتن از تو تنهاتر کیست ؟ گفت کسی که دلش زندانی دیگریست....دلمونو زندونی کردی رفیق...الهی که خدا...
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 38 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 25 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 16 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 14 دقيقه قبل