Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
بگو بابا تو هم بگو...این همه غریبه گفت...تو که حق آب و گل داری...راحت باش
Jangal
دلم احساس غم دارد ، در این انبوه ویرانی ، کمی تا قسمتی ابری ، و شاید باز بارانی
Jangal
تقریبا همه رو متقاعد کردم که دیگه دوستش ندارم، حالا وقتشه که خودم رو متقاعد کنم
Jangal
هنوز دست هايم در دست هاي تو بود که باران باريد ... تو رفتي چتر بياوري و من هنوز که هنوز است روي اين نيمکت منتظرم که يا باران بند بيايد يا تو با چتر يا تو بي چتر فقط برگردي
Jangal
تمام غصه ها دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوس داشتنت اندازه می گیری اش !!!
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 14 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 40 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 27 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 18 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 16 دقيقه قبل