Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
انگار مدتی است که احساس میکنم...خاکستری تر از دو سال گذشته ام
Jangal
تو که می خواهی بروی...چرا برگشتن را بهانه میکنی...یه لحظه مرد بودن به هیچ کس بر نخورده ...خدا تو که میدانی
Jangal
ببار باران! اینجا زمین چرکین است اینجا تمام دلها را ماتم گرفته اینجا همان دیار حسرت باران است تو تنها نیستی! چشم های من هم بارانی است ببار همچو من ......!
Jangal
بگذار هر چه نمی خواهیم بـــگویند بگذار هر چه نمی خواهند بـــگوئیم باران که ببارد "کاری از چتر ها ساخته نیست" ... ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم!!!
Jangal
عینکم ساده است دودی نیست... این دلم شیشه ایست سنگی نیست... گر نفس می کشم به جان شما ... از سر سادگی است زرنگی نیست
Jangal
تمام این شهر یک طرف.... تو یک طرف خیالت راحت باشد، ... من طرفِ تو را به مردم این شهر نمی دهم............کامران رسول زاده
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 34 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 23 ساعت قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 48 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 39 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 36 دقيقه قبل