@شــمــیــــــم اون اواخر دوره ی من تو دانشگاه یکی از بچه های جدید صنایع اومد سراغ من که چجوری میتونیم انجمن تشکیل بدیم و اینا... یه چند باری اومد پیش من و من بهش گفتم باس چه کارایی بکنه... بعد از چند روز یکی از همکلاسی هام اومد سراغ من که آمار همون خانومه رو بگیره... من چه ضایعی کردم بی چاره رو واسه این گفتم که اسم اون خانومم شمیم بود یاد اون افتادم
3سال پیش با کمک فرشاد یه سایت واسه رشتمون تاسیس کرده بودیم... که البته خیلی زود بیخیالش شدیم... چون از انجمن اومدیم بیرون... ولی امروز به یه هدفه دیگه رفتم بعد مدتها یه سری بهش زدم... یکی از پستای خودم چقد خاطره آور بود واسم ... [لینک]
آره... آخه اون موقع تموم فکر و زکرم انجمن بود... خیلی هم واسش زحمت کشیدم... البته کشیدیم... هممون... خیلی سخت بود که بعد از اون همه سختی و وقت انرژی جای خسته نباشید... بیان شدید ترین توهین ها رو بهت بکنن
همچین تشنمه که نگوووووووووووووووووو... یه روز ما نرفتیم کتابخونه، خونه ایم، یه عالمه مهمون واسه مامانم اومده... حس از اتاق بیرون رفتن نی... یکی یه لیفان #آب بده دست من
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 27 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 23 ساعت و 53 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 23 ساعت و 41 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 23 ساعت و 32 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبل