Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
در پرده ی اسرار کسی را ره نیست... زین تعبیه جان هیچکس آگه نیست...جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست... می خور که چنین فسانه ها کوته نیست
Jangal
تمام زندگی به زبانی حرف زدم، نگاه کردم و شنیدم که فقط همدرد ها بشنوند و بفهمند و دلداری دهند... حالا باید باز هم زبان دیگری بیاموم
Jangal
گاهی وقتا انقد دلم می خواد به بعضی ها یه چیزایی بگم که همچین خفه شن نگن تو نمیدونی... باز میگم لعنت خدا بر شر شیطان... عجب بابا
Jangal
احساس سوختن به تماشا میسر نمی شود، آتش بگیر تا بدانی چه میکشم
Jangal
منم برم بخوابم دیگه... شبتون خوش
Jangal
دلم برای خیالاتی شدن تنگ شده، دلم برای رویای خوب دیدن تنگ شده، شاید دلم برای کابوسِ رویا رو دیدن هم تنگ شده...
Jangal
در عجبم اگه خدا این موسیقی رو خلق نمی کرد من چجوری می خوابیدم... چجوری دنیا رو تحمل می کردم... چجوری می تونستم راه برم گاهی
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 3 ساعت و 3 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 29 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 16 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 7 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 5 دقيقه قبل