Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
جز همین زخم خوردن از چپ و راست... زین طرف ها چه طَرف بربستم؟... جرمم این بود: من خودم بودم!...جرمم این است:من خودم هستم!
Jangal
گرچه چون موج مرا شوق ز خود رستن بود... موج موج دل من تشنه ی پیوستن بود... یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر... بس که هر لحظه به صد حادثه آبستن بود
Jangal
اوووووووووووو دریا به کجا رسیدی تو... چرا آخه... 1000 تا رفیق دارم سالی 1000 جور لباس و وسایل و از این جور چیزا میخرن، اصلا با معمولا با هم میریم میخریم،حالا من نمی خرم هنوز اتفاقی برام نیوفتاده... اونجوری هم نمیشه حرف زد، شاید بعضی از افرادی که سمت دزدی و این چیزا میرن به این دلیل باشه ولی این دلیل اصلی نیست ، اونقدرا هم تاثیر نمی زاره
Jangal
تا باز روح قدسی حافظ مدد کند... دم میزدم که کار مسیحا کنم ولی...
Jangal
مرا که شانه ام از حمل آفتاب خم است...به جز پناه دو دست تو سایبانی نیست...به سوگواری این چشم های سرگردان... به غیر چشم سیاه تو نوحه خوانی نیست
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 2 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 28 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 15 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 6 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 4 دقيقه قبل