Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
دلم قلمرو جغرافياي ويراني است *هواي ناحيه ي ما هميشه باراني است* دلم ميان دو درياي سرخ مانده سياه* هميشه برزخ دل تنگه ي پريشاني است*مهار عقده ي آتشفشان خاموشم* گدازه هاي دلم دردهاي پنهاني است* صفات بغض مرا فرصت بروز دهيد* درون سينه ي من انفجار زنداني است* تو فيض يك اقيانوس آب آرامي* سخاوتي،كه دلم خواهشي بياباني است!
Jangal
شاخه ها تن به تقاضاي شکستن دادند*** برگ ها يک به يک از شاخه به خاک افتادند*** باز موسيقي تار شب و قانون سکوت*** بادها باز هم آواز عزا سر دادند... «دیدگاه»
Jangal
دلی چون مو بغم اندوته ای نی... زری چون جان مو در بوته ای نی... بجز شمعم ببالين همدمی نه ...که يار سوته دل جز سوته ای نی
Jangal
می خواستم که ولوله بر پا کنم ولی...*** با شور شعر محشر کبری کنم ولی...
Jangal
دلى همچون دل نالان مو نه...غمى همچون غم هجران مو نه...اگر دريا اگر ابر بهاران...حريف ديده ى گريان مو نه
Jangal
هان اي دل عبرت بين از ديده نظر کن هان***ایوان مدائن را آئینه عبرت دان
Jangal
درسال صرفه جویی لبخند*** پروانه های رنگ پریده*** روی لبان ما پر پر زدند*** لبخند ما به زخم بدل شد*** و زخمهایمان تا استخوان رسید***و بوسه هایمان پوسید ***ما لبخند استخوانی خود را*** در لا به لای زخم نهان كردیم*** صد سال آزگار ماندیم*** و زخمهای خشك ترك خورده را در متن لایه های نمك خواباندیم*** اما*** در روزهای ریخت و پاش لبخند*** قصابكان پرواز ***و كاسبان رسمی پروانه دار*** لبخندهای یخ زده خویش را ***بر پیشخوان خود به تماشا گذاشتند
Jangal
تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد... بیا که می رود این شهر رو به ویرانی
Jangal
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد ***و برف ناامیدی بر سرم یکریز میبارد
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 17 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 1 ساعت و 43 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 1 ساعت و 30 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 1 ساعت و 21 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 1 ساعت و 19 دقيقه قبل