دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Jangal

خیلی محرمانه درباره »
Jangal
مرد - متاهل
امتیاز: 11691

دنبال‌شدگان

(1387 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1049 کاربر)

گروه‌ها

(206 گروه)

بازدید

Jangal
Jangal

گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول

Jangal
Jangal

دلم قلمرو جغرافياي ويراني است *هواي ناحيه ي ما هميشه باراني است* دلم ميان دو درياي سرخ مانده سياه* هميشه برزخ دل تنگه ي پريشاني است*مهار عقده ي آتشفشان خاموشم* گدازه هاي دلم دردهاي پنهاني است* صفات بغض مرا فرصت بروز دهيد* درون سينه ي من انفجار زنداني است* تو فيض يك اقيانوس آب آرامي* سخاوتي،كه دلم خواهشي بياباني است!

Jangal
Jangal

شاخه ها تن به تقاضاي شکستن دادند*** برگ ها يک به يک از شاخه به خاک افتادند*** باز موسيقي تار شب و قانون سکوت*** بادها باز هم آواز عزا سر دادند... «دیدگاه»

Jangal
Jangal
در مشاعره

دلی چون مو بغم اندوته ای نی... زری چون جان مو در بوته ای نی... بجز شمعم ببالين همدمی نه ...که يار سوته دل جز سوته ای نی

Jangal
Jangal
در مشاعره

می خواستم که ولوله بر پا کنم ولی...*** با شور شعر محشر کبری کنم ولی...

Jangal
Jangal
در مشاعره

دلى همچون دل نالان مو نه...غمى همچون غم هجران مو نه...اگر دريا اگر ابر بهاران...حريف ديده ى گريان مو نه

Jangal
345054_EiWCciCq.jpg Jangal

کس راز حیات او نداند گفتن*** بایست زبان به کام خود بنهفتن***هرچند میان خون خود خفت ولی*** سوگند که خون او نخواهد خفتن

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Jangal
در مشاعره

هان اي دل عبرت بين از ديده نظر کن هان***ایوان مدائن را آئینه عبرت دان

Jangal
Jangal
در مشاعره

آنان که به کار عقل در می کوشند...هیهات که جمله ...آن به لباس در پوشند... کامروز به عقل می نفروشند

Jangal
Jangal

درسال صرفه جویی لبخند*** پروانه های رنگ پریده*** روی لبان ما پر پر زدند*** لبخند ما به زخم بدل شد*** و زخمهایمان تا استخوان رسید***و بوسه هایمان پوسید ***ما لبخند استخوانی خود را*** در لا به لای زخم نهان كردیم*** صد سال آزگار ماندیم*** و زخمهای خشك ترك خورده را در متن لایه های نمك خواباندیم*** اما*** در روزهای ریخت و پاش لبخند*** قصابكان پرواز ***و كاسبان رسمی پروانه دار*** لبخندهای یخ زده خویش را ***بر پیشخوان خود به تماشا گذاشتند

Jangal
Jangal
در مشاعره

تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد... بیا که می رود این شهر رو به ویرانی

Jangal
Jangal
در پاییز

من چه زود رخت سفید بر تن نمودی، انگار همین دیروز بود... چه زود مرا به دست سپردی... تو هم مرا تنها ... تنهای تنهای تنها

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Jangal
در مشاعره

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد ***و برف ناامیدی بر سرم یکریز میبارد

Jangal
Jangal

خدایا هیچ وقت از سختی هات گله نکردم... اگه هم چیزی گفتم،از دلم نبود خودتم میدونی... ولی بیشتر وقتا میفهمم که چی رو از کجا خوردم... ولی نذار گنگ بمونم که

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Jangal

برایت صبر آرزو میکنم...