OMID
در دیاری که تو انجا باشی ، بودنت انجا کا[!]ت ، ارزو های دیگر ، اوج بی انصا[!]ت !
OMID
نمی دانم چرا ، کجا ، تا کی ، برای چه ، ولی رفتی بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی
OMID
دل را مفت ندهیم بهر کسی ! دل باید بدهیم ، بهر دلی !
OMID
از ایــــن امد و رفت های تکـــــراری دلـــــم گرفته! یا نیـــــــــــــــا... یا نــــــــــــــرو...!
OMID
رفتم تو کوه داد زدم .. یعنی از من خوشگل ترم هست !؟ صدا اومد هست هست هست … هیچی دیگه برگشتم خونه!
OMID
نبودنت را با ساعت شنی اندازه گرفته ام ، یک صحرا گذشته است !
OMID
برای بودنت میمانم و برای دیدنت میمیرم باش تا بمانم و بمان تا نمیرم.
OMID
درراه رسیدن به تو گیرم که بمیرم/اصلابه توافتاده مسیرم که بمیرم/یاچشم بدارازمن وازخویش برانم/یاتنگ دراغوش بگیرم که بمیرم
OMID
به كوري چشـ ـ ــم تو هم كه باشــــــد حالم خوبــــ ِ خوبــــ استــــ اصلا هم دلـ ـم برايتــــ تنگـ ــ نشــــده حتي به تو فكــــر هم نميـــ كنـــم بارانــــ هم تــــو را ديگر به ياد من نميآورد مثل هميـــن حالا كه ميبارد . . . لابد حالا داري زير بارانــــ قدم ميزني امــــا... چترتــــ را فراموش نكــــن ! لباس گـــرم را هــــم همینطـــور