دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف کنین پیش از آن که از شما اعتراف بگیریم!


( فقط اعتراف های خودتون رو بنویسین)
- کپـــــی پیســـت ممنوع ، ارسالهای مشکوک به کپی‌پیست، در گوگل سرچ میشوند و با متخلف برخورد خواهد شد .

- از ارسالهای نامرتبط و اسپم خودداری کنین .

- لطفا با نظر، لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین .

جزئیات گروه

شناسه 187
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3305 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 79 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 21
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 14
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 33

کاربران گروه

(675 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اعترافگاه
شناسه‌: 187 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم اولین ماشینی که برای رانندگی انتخاب کردم یک وانت پیکان بود مدل64 بود رنگ آبی آسمونی ... ترمز دستی نداشت اصلا شوماخری بودم

(..')♥ مهـدے خدآے احساس♥('..)
(..')♥ مهـدے خدآے احساس♥...

میکنم یه دختره هعی اس میده ولمم نمیکنه اخه دختر هم اینقد سیریش میشه اه اه

(..')♥ مهـدے خدآے احساس♥('..)
(..')♥ مهـدے خدآے احساس♥...

میکنم عاشق شدم ولی نمیدونم عاشق کی شدم اگه شما پیداش کردین بندازینش به نزدیکترین صندوق پست

(..')♥ مهـدے خدآے احساس♥('..)
(..')♥ مهـدے خدآے احساس♥...

میکنم لذتی که تو خوندن دیدگاه های دیگران هست تو خوندن پست هاشون نیست

amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم دوران راهنمایم بعد هر امتحانی کتابم را پاره میکردم و میریختم توی چشمه روبروی مدرسه ( اعتراف ادبی وهنری )

amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم یک عقرب سیاه توی حمام گرفتیم بردیم دورش را آتیش زدیم بیشعور خودش را کشت

amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم مزار شهدای هویزه یک مار با یک گربه انداختیم به جون هم هیچی گربه مار را کشت و خوردش

رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀
رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG...

یه ساعته دنبال این گروه میگردم ک اُزوِش شـــَم بَـــهد یِ اِتــــرافی بکنم .. حالا ک جستمش فهمیدم من اثنش عضوِشَم...و دگِــه اِتـــرافم یادم رَفـــــت

الهــــ ه
الهــــ ه

و من اعتراف ميكنم هيشكي اندازه هايده خانوم جان و حميرا قِزي جان صداشون رو مخم نيس !

emad
emad
توسط موبایل در اعترافگاه

اعتراف میکنم که هنوز بیادشم

آریــَــن
آریــَــن

بنــده بایــد یــه اعــترافــی بکنمــ ؛ سخــته ولی ممکن ِ مــن فکــر می کردم محمد حسن و یــاس زنُ شوهــرن ؛ سجادُ پست ِ تولد زده بود واسه یاس خــدا یه عقلی به اون داداش ِ کچلت بده بنــده فهمیدم چقدر در اشتباه بزرگی به سر می بردم بنده معذرت بنده شرمگین ناکـــ ؛ خــُدایا توبه ی مــرا قبول بفرما

محمّدحسین
محمّدحسین

اعتراف میکنم از کوچیکی دوست داشتم یه کره اسب یا بچه فیل را بیارم خونه بزرگ کنم @saghar

این ارسال را بازنشر کرده است.
گلی دنبالر!!!
گلی دنبالر!!!

اعتراف میکنم اگه جرات داشتم همین الان زندگیمو پایان میدادم

amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم دوران سربازی موقع راهیان نور جیره ما با بچه های بسیج بود بعد به ما جیره کم میدادن ماهم نامردی نکردیم و بهشون دستبرد زدیم و نصف جیره را بلند کردیم ....

سعیده
سعیده

اعتراف میکنم هروقت سرود رو میشنوم به یاد شور، امید و هیجان سال88 ...و البته سرکوب بعد اون میافتم ......چطور میتونست تموم شه،چجور تمومش کردن.....هعییی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.