دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف کنین پیش از آن که از شما اعتراف بگیریم!


( فقط اعتراف های خودتون رو بنویسین)
- کپـــــی پیســـت ممنوع ، ارسالهای مشکوک به کپی‌پیست، در گوگل سرچ میشوند و با متخلف برخورد خواهد شد .

- از ارسالهای نامرتبط و اسپم خودداری کنین .

- لطفا با نظر، لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین .

جزئیات گروه

شناسه 187
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3305 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 79 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 21
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 14
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 33

کاربران گروه

(675 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اعترافگاه
شناسه‌: 187 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
طهورا مسدود شده
طهورا مسدود شده

اعتراف میکنم هرچی کمپوت اناناس که برای عیادت بابام میارن من میخورم البته براش مضره ها

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یه روز که با رفیقم با این مینی بوس دهه شصتی میرفتم یونیورسیتی دوستم هواسش به موبایلش نبودم منم کِش رفتمش بعد که از هواپیما پیدا شدیم وقتی مینی بوس رفت تو افق رفیقم مظاهر بد بخت شدم موبایلم جا گذاشتم چیکار کنم بعد رنگش به روش نبود بعد که من حال کردم تریپ جدی برداشتم داداش بیا داشتی پیاده میشدی جاگذاشتی من گرفتمش یادم رفت بگم که دسته منه رفیقم: قربونت برم داداش دمت گرم خیلی با مرامی بعله یه همچین موجود نازیم

باران بهاری
باران بهاری

اعتراف می کنم تا قبل از ازدواجم بلد نبودم سبزی پاک کنم ...

فاطمــه ﺑﺎﻧﻮ
فاطمــه ﺑﺎﻧﻮ

اعتراف می کنم پستایی رو که خطاب گله ای بهم میشه اصن لایک نمی کنم حتی یبار قبل از اینکه خطاب بخوره بهم لایک کردم، بعدش که فهمیدم لایکمو پس گرفتم

√ בیـوانــه
√ בیـوانــه

الان خواهرم گفت نیم ساعت دیگه بریم بیرون اما واقعا حسش نیست

Mr.SileNce
Mr.SileNce

خیلی وقت ها واسه اینکه بفهمم کیا پست هامو می خونن و لایک میزنن و کیا همین طوری الکی و مرامی لایک میزنن، اصل مطلبو توی کامنت ها میگم : دی

یاس
یاس

یه همکلاسی داشتیم بنده خدا خیلی آروم بود یه روز من اومدم توی کلاس نگو پشت سر من بوده (صداش در نمیومد) منم بی خبر در کمال شقاوت در رو محکم کوبیدم که بسته بشه که محکم خورد توی کله اون آقا بعد استاد و بچه ها همه خندیدن و اون آقا هربار منو میدید راهشو کج میکرد و یه طرف دیگه میرفت

آناهیتا
4297151417_7263131eb3_b.jpg آناهیتا

اعتراف میکنم هیچوقت توت فرنگی به این تازه بودن و قرمز بودن رو ندیدم.

Bahramمحمدم
Bahramمحمدم

اعتراف ميكنم واس دخترايي كه كم كم داره از زمان ازدواجشون ميگذره نگران ميشم...نميدونم چرا؟دست خودمم نيست

ܔܜܔ  Sasan ܔܜܔ
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

یه اعتراف : نزدیک به دوماهه که ندیدم هیچکدوم از خانوادم رو .... به خودم میگم دیونه بدجنسی هم حدی داره ...برو یه سر بهشون بزن ...... به سرم زده تا 6 ماه نرم خونه..... .... دیونه ام ..

سعیده
سعیده

میکنم چند وقتیه این که تو دنبالر میگیم........بدجوری افتاده سر زبونم

ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی
ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی
توسط موبایل در اعترافگاه

اعتراف میکنم حوصله ندارم به آقایون دنبالر خطاب بزنم روزشونو تبریک بگم

♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
توسط موبایل در اعترافگاه

ميکنم يکي از تفريحاتم اينه که تا ملت پست ميزنن پست رو بازم ميکنم،اندکي صبر ميکنم،بعد رفرش ميکنم،ميبينم ديدگاه رو بسته يه لبخند عريض ميزنم . . . بعله چنين تفريحات سالمي دارم من...

amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم یکی از فانتزیای من این است که شب عروس کشون با ماشین ژیان برم دنبال ماشین عروس آخه با ژیان میشه روی دوتا لاستیک رفت و بعدشم چپ بکنی آبروی عروس و دوماد بره

♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
توسط موبایل در اعترافگاه

ميکنم هيچ وقت نتونستم درست و حسابي قهر کنم،نميتونم،نميشه،هر چي ميخوام سرد باشم،حرفي نزنم بازم نميشه