دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

مصطفی
مصطفی

هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین درختان اسکلتهای بلور آجین زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است.

مصطفی
مصطفی

هر جا كه هستم باشم آسمان مال من است....

مصطفی
مصطفی

خنده بر لب میزنم تا كس نداند راز من....ورنه این دنیا كه ما دیدیم خندیدن نداشت.

مصطفی
مصطفی

در ساحل زندگی با خدایم قدم می زدیم و رد پایمان بر ساحل می ماند به سخت ترین لحظات که رسیدیم یک ردپا دیدم گفتم خدایا در سخت ترین لحظه ها تنهایم گذاشتی ؟ ندا آمد در سخت ترین لحظه ها تو را به دوش کشیدم .

مصطفی
مصطفی

کهنه فروش داد میزد : اسباب کهنه می خریم ، چراغ شکسته می خریم ، بی اختیار داد زدم دل شکسته می خری ؟ گفت : اگر ارزش داشت آن را نمی شکستند .

مصطفی
مصطفی

می خواهم بروم می خواهم پر بکشم ... فرا تر ....بالاتر از آسمانی که دیگر نمی بارد آسمان انقدر پایین آمده،انقدر دلم را تنگ کرده که پریدن از آن برایم آسان شده است... می خواهم بروم جایی نزدیک خودم...چهره به چهره خاک فکر می کنم خاک چشمه ای دارد برای گفتن دردهایش .... چشمه ای که تا ابد جوشان است! کاش انگشتانم نای مشت کردن حرفهای چشمه را داشته باشد... اگر آنقدر کوتاه نباشند که به این ادراک قد ندهند... می ترسم از شقایق ها جا بمانم...آخر انگار آنها سالهاست با چشمه دمخورند... حرف هم را خوب فهمیده اند... باید بروم شاید بیابمش...

مصطفی
مصطفی

برای آدمهای نابینا شیشه و الماس یکی است ، اگر یکی قدر تو را ندانست فکر نکن تو شیشه هستی ، او نابیناست ...

مصطفی
gharare-asheghane.jpg مصطفی

انتظار...

مصطفی
مصطفی

اگه ی روز بری سفر / بری ز پیشم بی خبر/پرنده ی دریا میشم / تو چنگ موج رها میشم....

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

بگذار سرنوشت هر راهی که میخواهد برود،راه من جداست ، بگذار این ابرها تا میتوانند ببارند.... چتر من خداست

مصطفی
مصطفی

خدایا ! کودکان گل فروش را می بینی ؟ مردان خانه به دوش... دخترکان تن فروش ... مادران سیاه پوش... واعظان دین فروش ... محرابهای فرش پوش... پسران کلیه فروش ... همه را می بینی و باز هم برای قضا شدن نمازمان خط و نشان می کشی...

مصطفی
مصطفی

خداوندا از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدار حال که بزرگ شده ام و کسی را دوست می دارم می گویند: فراموشش کن

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

اگر بخوای یك عشق رو با عشق دیگه فراموش كنی ... قصه ت می شه... حكایت قوز بالا قوز

مصطفی
مصطفی

اینجا همه ی افسوس ها خوردنی هستند ، پس بیا دلی از عزا در بیاوریم...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

بعضی عشقها مثه قصه ی نوحه ( از ترس طوفان ميان سراغت) بعضی عشق ها مثله قصه ی ابراهيمه (بايد همه چيزتو براش قربانی کنی) ...... بعضی عشق ها مثله قصه مسيحه (آخرش به صليب کشیده میشی) اما بيشتر عشق ها مثله قضيه موساست (يه کم که دور ميشی يه گوساله جاتو ميگيره)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.