...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
مصطفی
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از مرگ بر گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد ...
مصطفی
اینروزها به اندازه ی حماقت تمام مردان عاشق از عشق خسته ام ...
مصطفی
نه از آشنايان وفا ديده ام نه در باده نوشان صفا ديده ام ز نامردمي ها نرنجد دلم كه از چشم خود هم خطا ديده ام به خاكستر دل نگيرد شراب من از برگ چشمي بلا ديده ام وفاي تو را نازم اي اشك غم كه در ديده عمري تورا ديده ام
سحـــر خاتـــون
خرابتم....
بذار هرکی از کناره من رد میشه بگه این خراب شده ماله کیه
مصطفی
نگاه کن! آن دور دستها ... یکی تنها به انتظار ایستاده لبخندی عاشقانه را ! دستی برایش تکان بده تا بشکند حصار سنگی تنهایی اش!
مصطفی
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟ آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی میشنوی، روی تو را کاشکی میدیدم. شانه بالازدنت را، -بی قید - و تکان دادن دستت که، - مهم نیست زیاد - و تکان دادن سر را که -عجب! عاقبت مرد؟ -افسوس! کاشکی میدیدم.
sima
افکار عاشقانه ام را جمع که می کنم دسته گلی می شــــود شبیه تــــــــــو برای تــــــــو . . . !
sima
دلتنــــــــــگم! برای کسی که مدتهاستـــــــ بی آن که باشد هر لحظه زندگی اش کرده ام ..
sima
میگفتند:سختی ها نمک زندگی است! چرا کسی نفهمید نمک برای من که خاطراتم زخمی است شور نیست مزه ي درد ميدهد
sima
حوصله خواندن ندارم حوصله نوشتن هم ندارم! این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود، نه نوشتن.. دلم لمس آغوشت را می خواهد؛ فقط همین ....
sima
عاشقی حس قشنگیستــــــ نگهش میدارم چه تـــــــــــو باشی چه نباشی . . . !
Mohammad SunSet
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
ما هر چه تلخی بود تجربه کردیم ولی دیدیم چیزی تلخ تر از ندیدنت نیست/قربون هرچی دنبالری
Mohammad SunSet
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست. دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست.
Mohammad SunSet
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
اگر از نرگس چشمت بلور اشک جاری شد ، دعا بنما مرا شاید دعای دوست با اثر باشد
مصطفی
به چه می اندیشی..؟به خزانی که گذشت؟به بهاری که نبود؟به امیدی که کنون رفته به باد؟یا به عهدی که دگررفته ز یاد؟به چه می اندیشی؟به دو چشمی که تورا هیچ ندید؟به دو دستی که تورا هیچ نخواست؟به رفیقی که غبارغمت از چهره نبرد؟ یا به قلبی که برایت سخن از عشق نگفت...؟!