دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

مصطفی
مصطفی

پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از مرگ بر گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد ...

مصطفی
مصطفی

اینروزها به اندازه ی حماقت تمام مردان عاشق از عشق خسته ام ...

مصطفی
مصطفی

نه از آشنايان وفا ديده ام نه در باده نوشان صفا ديده ام ز نامردمي ها نرنجد دلم كه از چشم خود هم خطا ديده ام به خاكستر دل نگيرد شراب من از برگ چشمي بلا ديده ام وفاي تو را نازم اي اشك غم كه در ديده عمري تورا ديده ام

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

خرابتم.... بذار هرکی از کناره من رد میشه بگه این خراب شده ماله کیه

مصطفی
مصطفی

نگاه کن! آن دور دستها ... یکی تنها به انتظار ایستاده لبخندی عاشقانه را ! دستی برایش تکان بده تا بشکند حصار سنگی تنهایی اش!

مصطفی
مصطفی

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟ آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی میشنوی، روی تو را کاشکی میدیدم. شانه بالازدنت را، -بی قید - و تکان دادن دستت که، - مهم نیست زیاد - و تکان دادن سر را که -عجب! عاقبت مرد؟ -افسوس! کاشکی میدیدم.

sima
sima

افکار عاشقانه ام را جمع که می کنم دسته گلی می شــــود شبیه تــــــــــو برای تــــــــو . . . !

sima
sima

دلتنــــــــــگم! برای کسی که مدتهاستـــــــ بی آن که باشد هر لحظه زندگی اش کرده ام ..

sima
sima

میگفتند:سختی ها نمک زندگی است! چرا کسی نفهمید نمک برای من که خاطراتم زخمی است شور نیست مزه ي درد ميدهد

sima
sima

حوصله خواندن ندارم حوصله نوشتن هم ندارم! این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود، نه نوشتن.. دلم لمس آغوشت را می خواهد؛ فقط همین ....

sima
sima

عاشقی حس قشنگیستــــــ نگهش میدارم چه تـــــــــــو باشی چه نباشی . . . !

Mohammad SunSet
Mohammad SunSet
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

ما هر چه تلخی بود تجربه کردیم ولی دیدیم چیزی تلخ تر از ندیدنت نیست/قربون هرچی دنبالری

Mohammad SunSet
Mohammad SunSet
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست. دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست.

Mohammad SunSet
Mohammad SunSet
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

اگر از نرگس چشمت بلور اشک جاری شد ، دعا بنما مرا شاید دعای دوست با اثر باشد

مصطفی
مصطفی

به چه می اندیشی..؟به خزانی که گذشت؟به بهاری که نبود؟به امیدی که کنون رفته به باد؟یا به عهدی که دگررفته ز یاد؟به چه می اندیشی؟به دو چشمی که تورا هیچ ندید؟به دو دستی که تورا هیچ نخواست؟به رفیقی که غبارغمت از چهره نبرد؟ یا به قلبی که برایت سخن از عشق نگفت...؟!