...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
آیینه ی خیال
اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا می رساندم ....... اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها می کشاندم .........
آیینه ی خیال
شب است و من به ياد تو پر از هواي گريه ام ... ستاره گوش مي كند به هاي هاي گريه ام ،... تو رفته اي و عشق تو به داد من نمي رسد ... به گوش تو مگر نمي رسد صداي گريه ام ؟!...........
سحـــر خاتـــون
خيلي از يخ كردنهاي ما از سرما نيست . لحن بعضيها زمستونيه...
سحـــر خاتـــون
زندگي زد ، آدم رقصيد
آدم رقصيد، زندگي عرق کرد
زندگي عرق کرد، آدم چاييد
آدم چاييد،زندگي تب کرد
زندگي تب کرد،آدم لرزيد
......آدم لرزيد ، زندگي ترک برداشت
زندگي ترک برداشت، هيچ کس درد آدم را نفهميد...
سحـــر خاتـــون
شکستن دل ، به شکستن استخوان دنده می ماند... از بیرون همه چیز روبه راه است،اما هر نفس ، درد است که می کشی...
سحـــر خاتـــون
چشماتُ هَم بذار ! رفيق ! بيا تا بچّهگي کنيم !
بيا که تو قصّههاي کارتوني زندهگي کنيم !
سحـــر خاتـــون
عشق زیباست به زیبایی نیلوفری در
مرداب
فاصله عشق ونفرت به ضخامت
برگ نیلوفریست
سحـــر خاتـــون
آسمان نیستم
که هـر پرنده را
سهمی از من
باشد...
.........من
آن پرنده ام
که سهم آسمانش را
از چشمان تو
می خواهد
سحـــر خاتـــون
کمی زود بود ولی
.
.
.
.
....
.
.
دعایت گرفت مادربزرگ
پیر شدم..
سحـــر خاتـــون
گاهي شايد لازم باشه از ياد ببريم ..... . !
ياد آنهايي را كه با نبودنشان بودنمان را به بازي گرفتند ....... !!!!!
سحـــر خاتـــون
تو که دلواپسم میشی همه دلواپسیم میره
سحـــر خاتـــون
کمی از غصه هایم یاد بگیر که وقتی بودی با فکر رفتنت و وقتی رفتی با فکر بر نگشتنت همراه من ماند
سحـــر خاتـــون
من تنهایم و آنقدر در دل غصه دارم که کمرنگ شده ام. سکوت کن...چند لحظه سکوت کن ! صدای دلتنگی هایم را شنیدی .....؟
سحـــر خاتـــون
بعضی وقت ها چیزي می نویسی فقط براي یك نـــــــــــفر،اما ذوقت كور می شود وقتی یادت می افتد كه هركسی ممكن اســـــــــت بخواند جـــــــــــز آن یك نفر.....
آیینه ی خیال
پنجره را ببند...... گل های پریشان این پرده را هیچ نسیمی....... آرام نمی کند دیگر ............