...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
آیینه ی خیال
بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید ....بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت ....
آیینه ی خیال
شکست عهد منو .......گفت هرچه بود گذشت ........
آیینه ی خیال
.......میشوم از روشنی سیراب .........نور ..اینک نور.....در رگهای من جاریست ......آه اگر فریادم از این خانه تا کوی و گذر میرفت .....بانگ برمیداشتم .......: ای خفتگان ......هنگام بیداریست ........!!!
آیینه ی خیال
پیش چشم آسمان : دریای گوهربار......از شراب زندگی بخشنده ای سرشار......دستهارا میگشایم .........آسمان را.......چون قدح .......دردست میگیرم .......وآن زلال ناب را سر میکشم ........سرمیکشم .......تا قطره ی آخر ......
آیینه ی خیال
در زلال لاجوردین سحرگاهی .......پیش از آنی که شوند از خواب خوش بیدار.....مرغ یا ماهی ......من در ایوان سرای خویشتن.....تشنه کامی خسته را مانم درست .......: جان برون آورده از چنگ هیولاهای شب .....دورمانده قرنهاو قرنها از افتاب ....
آیینه ی خیال
... مينويسم همه ي با تو نبودن هارا.......... تا تو از خواب .......مرا به با تو بودن ببري.......... تا تو تكيه گاه امن خستگي ها باشي............. تا مرا باز به ديدار خودِ من ببري…….. مينويسم،مينويسم از تو تا تن كاغذ من جا دارد.........
آیینه ی خیال
مينويسم،همه ي هق هق تنهايي را تا تو از هيچ، به آرامش دريا برسي........... تا تو از همهمه همراه سكوتم باشي.......... به حريم خلوت عشق، تو تنها برسي..............
آیینه ی خیال
مينويسم،مينويسم از تو تا تن كاغذ من جا دارد... با تو از حادثه ها خواهم گفت گريه اين گريه اگر بگذارد........ با تو از روز ازل خواهم گفت............ فتح معراج ازل كافي نيست.......... با تو از اوج غزل خواهم گفت.......
آیینه ی خیال
حوصله ای نیست برا ی شکایت از باران ممتد نگاه ... که دلهره هایم همه یاغی شده اند ... و دست صبر هم حرمت افسونگریش را از دست داده است ...
آیینه ی خیال
تصویرت را در آب دیدم.......... تو رفتی ... و من به دنبال رودخانه.......... راه افتادم..........
آیینه ی خیال
اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست....... پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟؟؟
آیینه ی خیال
آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست........... راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟ ......
آیینه ی خیال
رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است ...........اول اسم کسی ........ورد زبانم شده است ..............