...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
سحـــر خاتـــون
جمله آخر...خوش خط و خوانا.............دوستت دارم.........................ولی تو نخونش......
سحـــر خاتـــون
ایــن روزا ؛ طــرح روی جــلد آدمــاســت کــه پــرفــروشــشون میــکنه ...
سحـــر خاتـــون
نگران نباش من خوب می دانم با حسرت نبودنت چگونه تا کنم فقط برایم بنویس هنوز هم لبخند میزنی.....
سحـــر خاتـــون
برایت دعا می کنم کسی را برای همیشه ات بیابی...که صادقانه به او بگی: عشقای قبل از تو سوءتفاهم بود...!
سحـــر خاتـــون
گل شکفته ! خداحافظ ... اگرچه لحظــه ی دیـــدارت شروع وسوسه ای در من ... به نام دیدن و چیدن بود من و تو آن دو خطیـم آری ... موازیــان به ناچاری که هردو باورمان ز آغـاز ... به یکدگــر نرسیدن بود اگرچه هیچ گل مرده ... دوباره زنده نشد امّا ... بهار در گل شیپـوری ... مدام گرم دمیدن بود
سحـــر خاتـــون
ديگر عاشقی نميكنم نه از ترس ِ تو و عشق ِ تو! نه! من چشمانم را به روی حماقت بسته ام... همين....!
سحـــر خاتـــون
نه اهل تظاهرم نه جلب توجه نه چاخان به هم بافتن...من چوب صداقتمو میخورم...ساده نیستم...ولی دوست دارم عین کف دست باشم...برخلاف اون چیزی که خیلیا نیستن و نمیتونن درک کنن...
سحـــر خاتـــون
دیوارا اسیرش كرده بودن.می خواست نجات پیدا كنه ولی نمی شد!راه نجاتی نبود.همش دیوار بود و دری وجود نداشت.دیوارا رو خودش ساخته بود ولی یادش رفته بود كه در درست كنه!دیوارا خیلی محكم و به بلندی آسمونخراش بودن و حتی نمی تونست از روشون عبور كنه و یا خرابشون كنه.یه روز همه جا لرزید و دیوار ریخت و اون زیر آوار موند.هیچ وقت نتونست اونور دیوار رو ببینه.اونور دیوار جز رویا چیزی نبود......!
سحـــر خاتـــون
دلم دو تا گوش میخواد با یه شونه گرم...دلم کلی حرف داره برای گفتن...
سحـــر خاتـــون
یه بغض بزرگ گیر کرده تو سینه ام که نه میتونم قورتش بدم نه رهاش کنم!خدایا!این چه برزخیه؟؟چیکار کنم؟؟خدااااااااااااااااااااااااااااااا.......
مصطفی
قبیله یعنی یه نفر همدلی معنا نداره.... همبستگی خوابیه که تعبیره فردا نداره
مصطفی
نون و پنیر و هق هق سفره سرد عاشق... نون و پنیر و فندق رخت عزا تو صندوق
مصطفی
دل هیچ کی مثل من غم نداره / مثل من غروبت و ماتم نداره /حالا که گریه دوای دردمه / چرا چشمم اشکشو کم میاره
سحـــر خاتـــون
دیشب نه تونستم بخوابم نه تونستم گریه کنم..........................