...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
مسافر
تمام مردم اگر چشمانشان به ظاهر توست/ نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست /فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم /که هرچه رود در این سرزمین مسافر توست ... همان بس است که با سجده دانه برچیند /کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست/ به وصف هیچ کسی جز تو دم نخواهد زد خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست/ که گفته است که من شمع محفل غزلم؟! به آب و آتش اگر می زنم به خاطر توست/
...غزلواره ...
امشب بخاطر غزل آخرم بخند .....شبتون خوش دوستان
...غزلواره ...
با آنکه کس ز آتش عشقت چو ما نسوخت...بر ما دلت نسوخت ندانم چرا نسوخت ....جز آهنین دل تو که دارد توان و تاب .....دیگر دلی نماند که بر حال ما نسوخت .......
...غزلواره ...
اين روز ها سخت دلم ميخواهد به چيزي دامان بزنم ! به لحظه اي دلتنگي، و شايد هم نگاه تو ...نميدانم ...
...غزلواره ...
دل بارانی ام ...بی تو بی فروغ و سرد است ....
...غزلواره ...
از بادهی لعل ناب شد گوهر ما ....آمد به فغان ز دست ما ساغر ما .....از بسکه همی خوریم می بر سر می ....ما در سر می شدیم و می در سر ما .....
...غزلواره ...
در جهان تنها كسي پيروز مي شود ...كه به اميد ديگران ننشيند و همه چيز را از خود بخواهد .....
...غزلواره ...
عشقی میخواهـم نابـیـنا ...فصل به فصل تنـم را بخوانــد ... دستش را بگیرم بازو به بازو .....چشمش شــوم و عـصایــش ...دنیا را برایـش تعریف کنـــم و تمام زشتیهای جهــان را برای او از قلــم بینـــدازم ........
...غزلواره ...
خواب دیدم حضورت را....... برای خوابم تعبیریست آیا؟
...غزلواره ...
وصف غم تو گفتن ، کار زبان من نیست ...در شرح آن ندارم ، چیزی بجز قلم را ....ما خود که هیچ بودیم ، اینجا شدیم کاتب.... بنگر چه می کند عشق ، کیفیت عدم را ....
...غزلواره ...
هر بار در خیالت ، بگذاشتم قدم را ...گویی که تکیه کردم ،کرسی ِ ملک غم را.... خوردم قسم که زین غم ، بدتر ندیده جانی.... الحق کسی نخوردست ، زین خوبتر قسم را .......
asiye
من، عاشقانه دوستتــــــــــــ دارم و تـــــــــو عاقلانه طردم می کنی! غرور تـــــــــــو، حتی از حماقتـــــــــــــ من هم احمقانه تر استــــــــــ . . . !
...غزلواره ...
به شب معترض نباش...کورسوی امید را تنها در سیاهی شب خواهی یافت.......