دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی سبز نخواهد شد، تا شما ای مردم، سر افسار گل میخک را، به در باغچه ی خانه ی خود می بندید... : )

جزئیات گروه

شناسه 290
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 546 پست
عضو 287 کاربر
طرفدار 20 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 112
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 185
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 158

کاربران گروه

(283 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سهراب سپهری
شناسه‌: 290 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Mr.SileNce
Mr.SileNce

حرف هايم ، مثل يك تكه چمن روشن بود ... :من به آنان گفتم آفـــــتـابی لــــب درگــــــــاه شـــماســـت كه اگر در بگشاييد به رفتار شما می تابد...

Mr.SileNce
7art-00002_big-leaf-rain-drop.jpg Mr.SileNce

هر کجا برگی هست، شور من می‌شکفد...

Mr.SileNce
d8b3d98ad8a8.jpg Mr.SileNce

مادرم صبحی می گفت: موسم دلگیری است ، من به او گفتم: زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست...

Mr.SileNce
Mr.SileNce

من نمی‌دانم که چرا در قفس هیچ‌کسی کرکس نیست، گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟ چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید...

Mr.SileNce
317377_2k2CrhqO.jpg Mr.SileNce

گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدم های ترا ! چشم تو زینت تاریکی نیست... پلک ها را بتکان ، کفش به پا کن ، و بیا...

Mr.SileNce
1297197969.jpg Mr.SileNce

سالگرد وفات سهراب سپهری .............من جدا از همه ی دنیا ام خسته از تابش خورشید شده ام فکر من در لب گور در تجلی عبور آن زمان که واژه ها خشک شده اند... ....روحش شاد !

طنیـــــــــــن
771166-b.jpg طنیـــــــــــن

و شکستم ... و دویدم ... و فتادم !!!!

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

من اناری را ، می کنم دانه ، به دل می گویم : " خوب بود این مردم ، دانه های دلشان پیدا بود ."

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

و فکر کن که چه تنهاست ... اگر که ماهی کوچکـــ ، دچار آبـی دریای بیکـــران باشد .

Mr.SileNce
Mr.SileNce

گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ، می فروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی است دل تنهایی تان تازه شود. چه خیالی، چه خیالی، . . . می دانم پرده ام بی جان است...

Mr.SileNce
Mr.SileNce

تا شقایق هست زندگی باید کرد ...

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

چه خیالی ، چه خیالی ، .... می دانم ! پرده ام بی جان است . خوب می دانم ، حوض نقاشی من بی ماهی است .

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

پشت سر مرغ نمی خواند ... پشت سر باد نمی آید ... پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است ... پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است ... پشت سر " خستگی تاریخ " است .

Mr.SileNce
Mr.SileNce

لب‌ها می لرزند. شب می تپد. جنگل نفس می کشد. پروای چه داری، مرا در شب بازوانت سفر ده...

Mr.SileNce
Mr.SileNce

در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم. بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است...