دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی سبز نخواهد شد، تا شما ای مردم، سر افسار گل میخک را، به در باغچه ی خانه ی خود می بندید... : )

جزئیات گروه

شناسه 290
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 546 پست
عضو 287 کاربر
طرفدار 20 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 112
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 185
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 158

کاربران گروه

(283 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سهراب سپهری
شناسه‌: 290 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Mr.SileNce
Mr.SileNce

مثل این است که شب نمناک است. دیگران را هم غم هست به دل، غم من ، لیک، غمی غمناک است...

Mr.SileNce
Mr.SileNce

میان لبخند و لب ، خنجر زمان در هم شکست ...

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

چشمانت را گشودی : شبــــ در من فرود آمد ..........!

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

نه صدایم ... و نه روشنی ! طنین " تنهایی" تو هستم ، طنین تاریکی تو .

Mr.SileNce
Mr.SileNce

در فرو دست انگار کفتری می خورد آب ...

Mr.SileNce
Mr.SileNce

یادم باشد حرفی نزنم كه به كسی بر بخورد، نگاهی نكنم كه دل كسی بلرزد ، خطی ننویسم كه آزار دهد كسی را... یادم باشد كه روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست...

این ارسال را بازنشر کرده است.
طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

به سراغ من اگر می آیید ، نرم و آهسته بیایید ، مبادا که ترک بردارد ... چینی نازک تنهایی من .

Mr.SileNce
Mr.SileNce

زندگی شستن یک بشقاب است زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است زندگی ((مجذور)) آینه است زندگی گل به ((توان)) ابدیت زندگی ((ضرب)) زمین در ضربان دل ها زندگی ((هندسه)) ساده و تکرار نفس هاست هرکجا هستم، باشم آسمان مال من است پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت؟

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

آری ... تا شقایق هست، زندگی باید کرد .

Mr.SileNce
Mr.SileNce

من چه 'سبزم' امروز و چه اندازه تنم هوشیار است....

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

و چنان بی تابم ، که دلم می خواهد ...... بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر کوه . "دور ها آوایی است ، که مرا می خواند !"

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

و رفت تا لب هیچ ... و پشت حوصله ی نور ها دراز کشید . و هیچ فکر نکرد ، که ما میان تلفظ پریشانی درها ، برای خوردن یک سیب ! چقدر "تنها" ماندیم .................

Mr.SileNce
Mr.SileNce

خانه ی ما همسایه صحرا بود...تمام رویا هایم به بیابان راه داشت...

Mr.SileNce
Mr.SileNce

باد می رفت به سر وقت چنار ، من به سر وقت خدا می رفتم...

Mr.SileNce
Mr.SileNce

ا همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست زیر باران باید با زن خوابید ... : )