دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کتاب باید تبری باشد برای درهم شکستن دریای منجمد وجودمان. «فرانتس کافکا»
خواندن یک کتاب ممکن است پایه اندیشه‌ها و افکار انسان را تغییر دهد و چه بسا ممکن است کتابى سرنوشت میلیون‌ها انسان را تغییر دهد. «دکارت»

جزئیات گروه

شناسه 413
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع کتاب و مقالات
ارسال 571 پست
عضو 329 کاربر
طرفدار 33 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 87
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 91
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 153

کاربران گروه

(327 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

یک فنجان کتاب گرم
شناسه‌: 413 · کتاب و مقالات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
مادر و دختر.jpg باران بهاری

/ نوشته هري هريسون / ترجمه آرام نيا - حسيني / نشر دُرّ دانش بهمن

باران بهاری
مادر و پسر.jpg باران بهاری

/ نوشته هري هريسون / ترجمه آرام نيا - حسيني / نشر دُرّ دانش بهمن

زهره
زهره

پله پله تا ملاقات خدا.نوشته دکتر عبدالحسين زرين کوب....جماعتی سبزقبایان مرا از بین شما برگرفتند و گرد افلاک گردانيدند....

andre
1488_219.jpg andre

هنوز در چشمهایش پرتو بدبختی دارد که جزئیاتش را فراموش کرده ولی سنگینی بارش را حفظ کرده‌است. همه چیز و خیلی چیزهای دیگر را دیده ام؛ چون اطرافم را نگاه می‌کنم. این اولین گناه تنهایی است. همچنان که همه می‌دانند، بدی نزد جفت‌ها بیشتر خفته‌است تا نزد مردم تنها. دو روز بعد برای اولین بار عشق بازی کردیم. در مستراح طبقه چهارم مدرسه. تنها مخفی گاهی که دیوارهایش شفاف نبود. ایستاده عشق ورزیدیم؛ او به در تکیه داده بود؛ موهای زردش روی شانه‌هایش ریخته بود؛ پاهایش از هم باز بود. در حالی که به او دخول می‌کردم، از من خواست که بدون وقفه با او حرف بزنم. برای آنکه بدانم که فقط تو هستی و نه کس دیگری. همه چیز را در سرت به هم می‌ریزند برای اینکه مشمئز شوی؛ مخصوصا برای اینکه مشمئز شوی برای اینکه از امیال شخصی ات بترسی؛ برای اینکه از چیزهای مورد علاقه ات استفراغت بگیرد. برایم مشکل است که از ناممکن‌ها حرف بزنم. ناممکن ها؛ این سنگر مذاب شده‌ای که در وجود من است و گاهی بیهوده با آن در می‌افتم و به دیواری می‌ماند که هرگز نتوانم آن طرفش را ببینم. این دیوار عبارت است از چراغ‌های دشت، دیوارهای شفاف و شک

زهره
زهره

ﻣﻦ ﻋﻠﻢ ﻭ ﻫﻨﺮﻯ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻓﻘﻂ ﻫﻨﺮ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻓﻦ ﻗﺎﺑﻠﮕﻰ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻢ ﺟﺰ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺯﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺿﻊ ﺣﻤﻞ ﻣﺪﺩ ﻣﻰ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﻋﻘﻠﻬﺎ ﻭ ﺫﻫﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ..ﻋﻠﻢ ﺭﺍ ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻧﻤﻰ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﻋﻄﺎ ﮐﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﺫﺧﻴﺮﻩ ﻯ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻫﺴﺖ...ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﻰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻏﻔﻠﺖ ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻰ ﺩﺍﺭﺩ " ﺳﻘﺮﺍﻁ"ﮐﺘﺎﺏ ﺿﻴﺎﻓﺖ ﺍﻓﻼﻃﻮﻥ

این ارسال را بازنشر کرده است.
memol
memol

بچه كتاب آخرین غروب پاییزی رو خوندم تا 5دقیقه گریه كردم خیلی عالیه

سجاد
9646594042.240.jpg سجاد

زبان بدن: راهنمای تعبیر حرکات بدن

نیما صابری
Untitled-1.png نیما صابری

کوروش کبیر - به تحقیق و ترجمه استاد باستانی پاریزی [لینک]

این ارسال را بازنشر کرده است.
andre
gabrielgarciamarques.jpg andre

در گفت وگو با بهمن فرزانه عليه گابريل گارسيا ماركز //متن کامل در وبلاگ یک فنجان کتاب گرم

andre
andre

طعم پاییزی «شازده کوچولو» //دیدگاه//

سجاد
n00103907-b.jpg سجاد

«دشمنان» آنتوان چخوف با ترجمه سيمين دانشور

سجاد
21323L.jpg سجاد

چخوف جوان ...

آلبالو خانومیツ
آلبالو خانومیツ

نام کتاب : دلتنگی های نقاشِ خیابانِ چهل و هشتم

این ارسال را بازنشر کرده است.
memol
memol
توسط موبایل در یک فنجان کتاب گرم

کتاب کافه پیانو خیلی خیلی قشنگه. . . . پیشنهاد میدم اونایی ک نخوندن بخون!

باران بهاری
صحیفه.jpg باران بهاری

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.