دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حسین پناهی.

جزئیات گروه

شناسه 112
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 450 پست
عضو 388 کاربر
طرفدار 10 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 66
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 330
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 175

کاربران گروه

(386 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

حسین پناهی
شناسه‌: 112 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
بی‌تـا
بی‌تـا

سیـــ ـگاری روشن میکنم و به برق چشـــ ـم های تو می اندیشم....

بی‌تـا
بی‌تـا

موج بر میداشت برکه ی صورتت به لبخندی شور....!

بی‌تـا
بی‌تـا

یِ سایه نشسته تو ساحل..../ منتظرِ یِ ابلاغِ تا آدما رو به یِ سرودِ دستِ جمعی دعوت کنه..../

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

مرسي ازدعوتت...من عاشق نوشته هاي حسين پناهي هستم

هانیه
هانیه

دلم خون میشه وقتی اینو میشنوم ..... [فایل]

ویدا
ویدا

مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گندم! ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود. من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم... مرحوم حسین پناهی

آناهیتا
آناهیتا
توسط پیامک در حسین پناهی

هیچ نیست،این جهان گذرا جز پیچ وتاب سرخسی!7سال از رفتت گذشت.روحش شاد

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
27844_114862385221535_114857165222057_77738_6432202_n.jpg آناهیتا

تاریخ 90/5/5 بزرگترین مراسم یادبود از حسین پناهی در تاریخ سینمای ایران... تهران سالن دانشگاه تهران

afra
afra

هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد امشب دلی کشیدم شبیه نیمه سیبی که به خاطر لرزش دستانم در زیر آواری از رنگ ها ناپدید ماند

آناهیتا
آناهیتا
توسط پیامک در حسین پناهی

انسان،هیچ گاه برای خود مامن خوبی نبوده است!

آناهیتا
آناهیتا
توسط پیامک در حسین پناهی

کفش،ابتکار پرسه های من بود وچتر،ابداع بی سامانی هایم!

آناهیتا
آناهیتا

در انتهای هر سفر در آیینه دار و ندار خویش را مرور می کنم این خاک تیره این زمین پایوش پای خسته ام این سقف کوتاه آسمان سرپوش چشم بسته ام اما خدای دل در آخرین سفر در آیینه به جز دو بیکرانه کران به جز زمین و آسمان چیزی نمانده است گم گشته ام ‚ کجا ندیده ای مرا ؟ حسین پناهی

آناهیتا
آناهیتا

بی تو نه بوی خاک نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسکینم چرا صدایم کردی چرا ؟ سراسیمه و مشتاق سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی نشان به آن نشان که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت و عصر عصر والیوم بود و فلسفه بود و ساندویچ دل وجگر حسین پناهی

آناهیتا
آناهیتا

آوار رنگ هیچ وقت هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد امشب دلی کشیدم شبیه نیمه سیبی که به خاطر لرزش دستانم در زیر آواری از رنگ ها ناپدید ماند

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

من نمیبخشم اگه , جای ِ پات , بی جای ِ پام , روی جایی حک بشه "حسین پناهی "