دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حسین پناهی.

جزئیات گروه

شناسه 112
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 450 پست
عضو 388 کاربر
طرفدار 10 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 66
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 330
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 175

کاربران گروه

(386 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

حسین پناهی
شناسه‌: 112 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
faafaa
faafaa

من زندگی را دوست دارم....... ولی از زندگی دوباره می ترسم !......... دین را دوست دارم........ ولی از کشیش ها می ترسم !........ قانون را دوست دارم..... ولی از پاسبان ها می ترسم !.... عشق را دوست دارم........ ولی از زن ها می ترسم !......... کودکان را دوست دارم........... ولی از آئینه می ترسم !........... سلام را دوست دارم........... ولی از زبانم می ترسم !........ من روز را دوست دارم........... ولی از روزگار می ترسم!....... من می ترسم...**....... "حسین پناهی" ............

faafaa
faafaa

می دانید این مرد که بوده.. ؟....دیدگاه

آناهیتا
آناهیتا

منظومه ها(دیدگاه)

آناهیتا
آناهیتا

نه بر می گردم با چشمانم که تنها یادگار کودکی منند آیا مادرم مرا باز خواهد شناخت ؟

آرمین│a℞ℳ iℕ
حسین پناهی.jpg آرمین│a℞ℳ iℕ

براي اعتراف به کليسا مي روم ،روي در روي علفهاي روئيده بر ديوارکهنه مي ايستم و همه گناهان خودم را يکجا اعتراف مي کنم بخشيده خواهم شد به يقين علفها بي واسطه با خدا سخن مي گويند.

آرمین│a℞ℳ iℕ
pcbfe594169c1c662d2e38dc8b8ac39eed_upload_Panahi001.jpg آرمین│a℞ℳ iℕ

ميزي براي کار ، کاري براي تخت، تختي براي خواب ،خوابي براي جان، جاني براي مرگ ،مرگي براي ياد، يادي براي سنگ، این بود زندگی....

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرمین│a℞ℳ iℕ
Hossein_Panahi.jpg آرمین│a℞ℳ iℕ

مگسی را کشتم *دیدگاه*

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
شقایق
1316888679986615_orig.jpg شقایق

یك مهره از جنس چشمان تو ، یك مهره از جنس چشمهای من ، گردنبندی میشویم شگفت ، بر گردن غربت...زنده یاد حسین پناهی

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

لنگه های چوبی در حیاطمان گرچه کهنه اند و جیر جیر میکنند ! محکمند … خوش به حالشان که لنگه همند . . . (حسین پناهی)

آناهیتا
آناهیتا

من زندگی را دوست دارم، ولی از زندگی دوباره می ترسم!

آناهیتا
آناهیتا

ما در هیأت پروانه ی هستی با همه توانایی ها و تمدن هامان شاخکی بیش نیستیم ! برای زمین ، هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست اگر ردپای دزدِ آرامش و سعادت را دنبال کنیم سرانجام به خودمان خواهیم رسید . . . .

persianboy
persianboy

لنگه های چوبی در حیاطمان گرچه کهنه اند و جیر جیر میکنند محکمند … خوش به حالشان که لنگه همند . . .

دینا
دینا

به جز حضور تو هیچ چیز این جهان را جدی نگرفتم حتی عشق را...

| ملکه مهر |
| ملکه مهر |

من شـعـــور مــطـلـق

آرمان
آرمان

اعتراف ...................