دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حسین پناهی.

جزئیات گروه

شناسه 112
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 450 پست
عضو 388 کاربر
طرفدار 10 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 66
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 330
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 175

کاربران گروه

(386 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

حسین پناهی
شناسه‌: 112 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *

هیچ وقتــــــــــ هیچ وقتــــــ نقاش خوبی نخواهمــــــ شد امشبــــ دلی کشیدمـــــــ شبیه نیمه سیبی که به خاطر لرزش دستانمــــــــ در زیر آواری از رنگ ها ناپدید ماند "حسین پناهــــــی"

آناهیتا
آناهیتا
توسط پیامک در حسین پناهی

سردمه!!مثل یک سگ که تو یه جنگ سگی،حس بویاییش ،رفته باشه از دست!

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
ay0150vy7q4fhjvzbc8f.jpg جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش / مائیم که پا جای پای خود می نهیم و غروب می کنیم / هر پسین / این روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دوردست / نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین / مرا به طلوعی دوباره می کشاند ؟ / ای راز / ای رمز / ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین‌ ! ... " حسین پناهی "

این ارسال را بازنشر کرده است.
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
walking_alone.jpg جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

به ساعت نگاه می کنم: / حدود سه نصفه شب است / چشم می بندم تا مبادا چشمانت را از یاد برده باشم / و طبق عادت کنار پنجره می روم / سوسوی چند چراغ مهربان / وسایه های کشدار شبگردانه خمیده / و خاکستری گسترده بر حاشیه ها / و صدای هیجان انگیز چند سگ / و بانگ آسمانی چند خروس / از شوق به هوا می پرم چون کودکی ام / و خوشحال که هنوز / معمای سبز رودخانه از دور / برایم حل نشده است / آری!از شوق به هوا می پرم / و خوب می دانم / سالهاست که مرده ام . " حسین پناهی "

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
1324897347646579.png.jpg جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

نیمکت کهنه باغ / خاطرات دورش را / در اولین بارش زمستانی / از ذهن پاک کرده است / خاطره شعرهایی را که هرگز نسروده بودم / خاطره آوازهایی را که هرگز نخوانده بودی . . . " حسین پناهی "

این ارسال را بازنشر کرده است.
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
1321549034515074_large.jpg جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

مگسی را کشتم / نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است / و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است / طفل معصوم به دور سر من میچرخید/ به خیالش قندم... / یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم......! / ای دو صد نور به قبرش بارد / مگس خوبی بود/ من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد / مگسی را کشتم ... " زنده یاد حسین پناهی"

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
1321549034515074_large.jpg جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان / نه به دستی ظرفی را چرک میکنند / نه به حرفی دلی را آلوده / تنها به شمعی قانعند / واندکی سکوت . . . " حسین پناهی "

این ارسال را بازنشر کرده است.
namakdoon
namakdoon

خدا رو شکر ما دیگر فقیر نیستیم،دیروز پزشک آبادی گفت چشم های پدرم پر از آب مروارید است.!!!!!!!!!!!! (حسین پناهی)

azih
azih

از آجیل سفره عید چند پسته لال مانده است,آنها که لب گشودند خورده شدند آنها که لال ماندند میشکنند!دندانساز راست میگفت :پسته ی لال سکوتش دندان شکن است.........(حسین پناهی)

namakdoon
namakdoon

دل ساده برگرد و در ازای یک حبه کشک سیاه شور، گنجشک ها را از دور و بر شلتوک ها کیش کن که قند شهر دروغی بیش نبوده است...

namakdoon
namakdoon

حرمت نگهدار گلم ، دلم ، كه اين اشك ها خون بهاي عمر رفته ي من است...

namakdoon
namakdoon

زیر آسمان وطنی که در آن فقط مرگ را به مساوات تقسیم میکردند سند زده ام یک جا همه را به حرمت چشمان تو مهر و موم شده با آتش "سیگار" متبرک ملعون که میترکاند یکی یکی حفره های ریه هایم را...

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
1321549034515074_large.jpg جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

چقدر شبیه مادرم شده ام / چرا نمی شناسی ام ؟ /! چرا نمی شناسمت ؟ / می دانم که مرا نمی شنوی / و من اینرا از سیبی که از دستت افتاد ؛ فهمیدم / دیگر به غربت چشمهایت خو کرده ام و / به دردهای باد کرده ی روحم که از قاب تنم بیرون زده اند / با توام بی حضور تو / بی منی با حضور من / می بینی تا کجا به انتظار وفادار ماندم تا دل نازک پروانه نشکند / همه ی سهم من از خود دلی بود که به تو دادم / و هر شب بغض گلویت را در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی گریستم / و تو هرگز ندانستی که زخم هایت ، زخم های مکررم بودند / نخ های آبی ام تمام شده اند و گل های بُقچه چهل تیکه دلم ناتمام مانده اند / . باید پیش از بند آمدن باران بمیرم.... " حسین پناهی "

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
1321549034515074_large.jpg جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

به من بگویید / فرزانه گان رنگ بوم و قلم / چگونه / خورشیدی را تصویر می کنید / که ترسیمش / سراسر خاک را خاکستر نمی کند ؟ " حسین پناهی "

این ارسال را بازنشر کرده است.
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
1321549034515074_large.jpg جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

من بانوی تاج دار ِ عشقم را / که در قصر غصه و سوسن سکنا دارد / شبانه به کوچه های سر گردانیم دعوت می کنم / بانوی عشق من/ با تاج سوسنش / پا برهنه و گرسنه به کوچه های سرگردانی من می آید. / آخرین بار / او را به جایی بردم / تا به وضوح ببیند / اژدهای هزار چشمی را / که بر پیچک هزار پیچ شاخک هایش/ گنجشکی تنها / گل سرخی را / در آواز پیوسته صدا می زد . . " حسین پناهی "