دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حسین پناهی.

جزئیات گروه

شناسه 112
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 450 پست
عضو 388 کاربر
طرفدار 10 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 66
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 330
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 175

کاربران گروه

(386 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

حسین پناهی
شناسه‌: 112 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا
توسط پیامک در حسین پناهی

پل میزنیم به نا معلوم،در می گشاییم به نا ممکن!

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در حسین پناهی

سیاه سیاهم؛با زرد هماهنگم کن استاد؛گاه حجم یک کلاغ؛کنتراست یک تابلو را حفظ میکند

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در حسین پناهی

من میخوام برگردم به دوران کودکی

faafaa
faafaa

شب در چشمان من است به سیاهی چشمانم نگاه کن......... روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن........ شب و روز در چشمان من است ، به چشمهایم نگاه کن......... پلک اگر فرو ببندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت......... استاد حسین پناهی..........

faafaa
faafaa

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان نه به دستی ظرفی را چرک می کنند نه به حرفی دلی را آلوده تها به شمعی قانعند و اندکی سکوت..................... ((حسین پناهی))

faafaa
faafaa

و رسالت من اينست: دو استكان چاي داغ را از ميان دويست جنگ خونين به سلامت بگذرانم تا در شبي باراني با خداي خويش چشم در چشم هم نوش كنيم.................. "حسين پناهي"

faafaa
faafaa

می‌گویم: سلام کسی جوابم نمی‌دهد پس خدانگهدار می‌گویم شاید از سر اتفاق کسی دست‌هایش تکان بخورد ...حسن پناهی

نازنين جهانباني
نازنين جهانباني

ازآجیل سفره عید چند پسته لال مانده است آنها که لب گشودند؛خورده شدند آنها که لال مانده اند ؛می شکنند دندانساز راست می گفت: پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !

این ارسال را بازنشر کرده است.
نازنين جهانباني
نازنين جهانباني

حسين پناهي "بهزیستی نوشته بود: شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم عزیز ریاضی ام که همیشه میگفت: گوساله ، بتمرگ! "

این ارسال را بازنشر کرده است.
كيــميــاگر
كيــميــاگر

شب و روز در چشمان ـ من است ~~~> چشم اگر فرو بندم، جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت...

كيــميــاگر
كيــميــاگر

روز در چشمان ِ من است ~~~> به سفیدی ِ چشمهایم نگاه کن!

كيــميــاگر
كيــميــاگر

شبـــــ در چشمان ِ من است ~~~> به سیاهی ِ چشمهایم نگاه کن!

آناهیتا
01104 (3).jpg آناهیتا

بی تو نه بوی خاک نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسکینم چرا صدایم کردی چرا ؟ سراسیمه و مشتاق سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی نشان به آن نشان که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت و عصر عصر والیوم بود و فلسفه بود و ساندویچ دل وجگر

آناهیتا
01104 (1).jpg آناهیتا

ده دقیقه سکوت به احترام دوستان و نیاکانم غژ و غژ گهواره های کهنه و جرینگ جرینگ زنگوله ها دوست خوب من وقتی مادری بمیرد قسمتی از فرزندانش را با خود زیر گل خواهد برد ما باید مادرانمان را دوست بداریم وقتی اخم می کنند و بی دلیل وسایل خانه را به هم می ریزند ما باید بدویم دستشان را بگیریم تا مبادا که خدای نکرده تب کرده باشند ماباید پدرانمان را دوست بداریم برایشان دمپایی مرغوب بخریم و وقتی دیدیم به نقطه ای خیره مانده اند برایشان یک استکان چای بریزیم پدران ‚ پدران ‚ پدرانمان را ما باید دوست بداریم

آناهیتا
68h4rwi.jpg آناهیتا

همه اینو می دونن که بارون همه چیز و کسمه آدمی و بختشه حالا دیگه وقتشه که جوجه ها را بشمارم چی دارم چی ندارم بقاله برادرم می رسونه به سرم آخر پاییزه حسابا لبریزه یک و دو !‌ هوشم پرید یه سیاه و یه سفید جا جا جا شکر خدا شب و روزم بسمه