دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حسین پناهی.

جزئیات گروه

شناسه 112
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 450 پست
عضو 388 کاربر
طرفدار 10 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 66
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 330
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 175

کاربران گروه

(386 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

حسین پناهی
شناسه‌: 112 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

من تکه تکه از دست رفته ام . . . . در روز روز زندگانی ام . . . . . . .

يكتـا
يكتـا

در که بسته شد ، دیگه فرقی نداره فاصله ات با من صد متره ، یا صد قرن ! وقتی نمی بینمت ، چشمام باشن ، یا نباشن ! وقتی نیستی دیگه ، برام هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !

يكتـا
يكتـا

فرقی نمی کنه ! گاهی وقتا ، هیچی با هیچی فرقی نمی کنه ! شب باشه ، یا روز ! زمستون باشه ، یا تابستون ! چای بخوری ، یا یه کوفت دیگه ! سیگار بکشی ، یا نکشی ! هر چه زور بزنی یادت بیاد ، یا یادت نیاد ! آواز بخونی ، یا گریه کنی ! تلفن یه زنگ بزنه ، یا پنج زنگ ! گوشی رو برداری ، یا برنداری ! اصلن زنده باشی ، یا مـُرده ! آره ! فرقی نمی کنه ! گاهی وقتا ، هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !

این ارسال را بازنشر کرده است.
shahrzad
shahrzad

تا هستم جهان ارثیه ی بابامه

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

دل خوش جا مانده است چیزی جایی که هیچ گاه دیگر هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد نه موهای سیاه و نه دندانهای سفید

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

غریب مادربزرگ گم کرده ام در هیاهوی شهر آن نظر بند سبز را که در کودکی بسته بودی به بازوی من در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق خمره دلم بر ایوان سنگ و سنگ شکست دستم به دست دوست ماند پایم به پای راه رفت من چشم خورده ام من چشم خورده ام من تکه تکه از دست رفته ام در روز روز زندگانیم

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

میزی برای کار... کاری برای تخت... تختی برای خواب... خوابی برای جان... جانی برای مرگ... مرگی برای یاد... یادی برای سنگ... این بود زندگی...!! «زنده یاد حسین پناهی»

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

ه خانه رفت با کیف و با کلاهی که بر هوا بود «چیزی دزدیدی؟» مادرش پرسید... «دعوا کردی باز؟» پدرش گفت... و برادرش کیفش را زیر و رو کرد به دنبال آن چیز که در دل پنهان کرده بود تنها مادربزرگش دید گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش و ... خندیده بود ... !!

ali spm
ali spm

رخش،گاری کشی می کند رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد سهراب ،ته جوب به خود پیچید گردآفرید،از خانه زده بیرون مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد وای... موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!! " حسین پناهی"

shahrzad
shahrzad

و رسالت من اين خواهد بود تا دو استکان چای داغ را از ميان دويست جنگ خونين به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی آن ها را با خدای خويش چشم در چشم هم نوش کنيم

ali spm
ali spm

آری، گلم دلم حرمت نگه دار که این اشک‌ها خون بهای عمر رفته من است سرگذشت کسی که هیچ کس نبود و همیشه گریه می‌کرد … بی‌مجال اندیشه به بغض‌های خود تا کی مرا گریه کند؟ تا کی !؟ … و به کدام مرام بمیرد ؟ آری، گلم دلم ورق بزن مرا و به آفتاب فردا بیندیش که برای تو طلوع می کند با سلام عطر آویشن... [لينک]

reza
reza

وقتی دل رو به زوالِ ... وقتی آرزو محالِ / تو بخون باور مهتاب ... وقتی حتی لاله لالِ

BaHaRe
BaHaRe

کیست ؟ کجاست ؟ ای آسمان بزرگ در زیر بال ها خسته ام چقدر کوچک بودی تو!!!

BaHaRe
BaHaRe

دل ساده برگرد و در ازای یک حبه کشک سیاه شور گنجشک ها را از دور و بر شلتوک ها کیش کن که قند شهر دروغی بیش نبوده است!!!