وحید
روزگاری فکر میکردم عشق ناب قصّه ای باشد درون هر کتاب عشق لیلی، عشق مجنون قصّه است بیستون کندن برای سکّه است عشق افسانه است میان آدمی نام آن اسطوره است در عالمی قصّهها خواندم نبودش باورم زین معمّا کس نبودی یاورم تا که ناگه قلب من صد پاره گشت
وحید
خدایا آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت خواهشی دارم که در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
شايد درگير زمان پوچ ايامم باشم. همين!!!!!!
وحید
هر وقت تو ذهنت ، دفتر محبت را ورق زدی، هرگاه زیر پایت خشخش برگها را احساس کردی، هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره خاموش دیدی،هر وقت دیدی داره بارون میاد ، هر وقت خیلی تنها شدی و دلت گرفت ، هر وقت به خاطر نا ملایمات زندگی گریت گرفت ، برای یک بار در گوشهای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو : یادت بخیر
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بر سر مزارم نیایید که من اینجا نیستم!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عمر به بیهودگی و هوسرانی سپری شد.... ای فرزند، شراب بیاور و جامی به من ده، خداوند تو را به پیری برساند. کاروان رفت و تو در مسیر سنگر دزدان و کمینگاه آنان به خواب رفته ایی! عجیب است که از این همه زنگ صدای شتر کاروانیان در حال حرکت، باخبر و بیدار نمی شوی.........!!!! پر و بال باز کن و به سوی عالم بالا و درخت طوبی پرواز کن و بر سر آن درخت آواز بخوان.....!!!! حیف است که مرغی چون تو اسیر قفس این دنیا باشد....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نصفی از سال 91 هم گذشت . . انگار همین دیروز بود سفره هفت سین چیدیم!!
وحید
برای کشتن یک پرنده نیازی به شکستن بالهایش نیست، پرهایش را که بچینی فکر پرواز روزی صد بار او را خواهد کشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دریغ نکنید بگذارید واکس بزنم میخوام برق آسمان را از کفش های شما دنبال کنم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من پشت در حرم همچنان می مانم شاید... شاید کبوتری ضمانت بکند...
وحید
داشتن تو حتی لحظه ای به تمام عمر بی کسی من می ارزد همچون دیوانه ای که لحظه داشتن را در تمام رویاهایش باور دارد . وابسته تپشهای قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد . سر سپرده برق نگاه توام لحظه ای که مرا در اغوشت مهمان کنی . تک ستاره شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم . دوری از تو را باور ندارم حتی در رویا ، آرام دل بی قرارو عاشقم در چشمان تو موج میزند وقتی به دریای نارآم اشکهایم مینگری ، رازمرگ دلتنگی هایم روزی است که دستان سرد تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد . مهتاب میسوزد تا ابد در آتش عشقت که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی
وحید
زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن افسردن نیست زندگی جنبش جاری شدن است از تماشاگه آغاز حیات تا بدانجا که خدا میداند
_________(¯`v´¯)´(_.^._)
14 سال و 22 ساعت و 42 دقيقه قبل________(¯`(█)´¯)(¯`v´¯)
_________(_.^._)(¯`(█)´¯)
___(¯`v´¯)(¯`v´¯) (_.^._)(¯`v´)
__(¯`(█)´¯) _ (¯`(█)´¯) (¯`(█)´¯)
__█(_.^._)___(_.^._)____(_.^._)
_███_ (¯`v´¯)_█_ (¯`v´¯)
████(¯`(█)´¯)_█_(¯`(█)´¯)
_███ (_.^._)___█ (_.^._)
__████_(¯`v´¯)_█
___███(¯`(█)´¯)█_(¯`v´¯)
____██_(_.^._)█_(¯`(█)´¯)
_____███_(¯`v´¯)´(_.^._)
______██(¯`(█)´¯)(¯`v´¯)
_______██(_.^._)(¯`(█)´¯)
____(¯`v´¯)__█__ (_.^._)(¯`v´¯)
___(¯`(█)´¯)_█(¯`v´¯)__(¯`(█)´¯)
____ (_.^._)_█(¯`(█)´¯)__(_.^._)
_____ (¯`v´¯)█(_.^._) (¯`v´¯)
____(¯`(█)´¯)█____(¯`(█)´¯)
_____(_.^._)_█_____(_.^._)
____________█
......(█████████████)
.......(████████████)
........(███████████)
.........(██████████)
..........(█████████)
...........(████████)


14 سال و 14 ساعت و 59 دقيقه قبل