دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
sahar
sahar
در مشاعره

یار, سود از شرفم سر به ثریا و دریغا / که به پایش سر تعظیم به شکرانه نسودم (شهریار)

sahar
sahar
در مشاعره

تو مرو گر بروی جان مرا با خود بر / ور مرا می نبری با خود ازین خوان, تو مرو (مولوی)

???Maryam!!!
???Maryam!!!
در مشاعره

ساغر پرکن که بر فگون آمد روز/ ز آن باده که لعل هست ازو رنگ آموز/ بر دارد و عود را و مجلس بفروز / یک عود بساز و آن دگر عود بسوز

Jangal
Jangal
در مشاعره

درد عشقی کشیده ام که مپرس// زهر هجری چشیده​ام که مپرس //گشته ام در جهان و آخر// کار دلبری بر گزیده ام که مپرس

???Maryam!!!
???Maryam!!!
در مشاعره

لیک چشمان تو با فریاد خاموشش/ راه ها را در نگاهم تار می سازد/همچنان در ظلمت رازش / گزد من دیوار می سازد

Jangal
Jangal
در مشاعره

می سپارم دل به دریا بی خیال// می شمارم لحظه ها را بی خیال

???Maryam!!!
???Maryam!!!
در مشاعره

تیرگی ها را به دنبال چه می کاوم؟/پس چرا در انتظارش باز بیدارم؟/در دل مردان کدامین مهر جاوید است؟/نه...دگر هرگز نمی آید بدیدارم

یُوــســفـــــــ
یُوــســفـــــــ
در مشاعره

من پیر شدم ،دیر رسیدی،خبری نیست/ مانند من آسیــمه سر و دربـدری نیست/ بســـیـار برای تـو نـوشـتـم غـم خـود را / بســـیـار مرا نامه ،ولی نامه بری نیست !

???Maryam!!!
???Maryam!!!
در مشاعره

تنهاتر از یک برگ / با بار شادی های مهجورم/در آبهای سبز تابستان/آرام می رانم

Jangal
Jangal
در مشاعره

اگرروزی رسم بر چرخ گردون //از او پرسم که این چون است و آن چون//یکی را داده ای صد گونه نعمت //یکی را قرص جو الوده در خون

مصطفی
مصطفی
در مشاعره

دل عاشق به پیغامی بسازد /خمار آلوده با جامی بسازد/ مرا کیفیت چشم تو کا[!]ت /ریاضت کش ببادامی بسازد

مصطفی
مصطفی
در مشاعره

دل منه بر دنیی و اسباب او/زانکه از وی کس وفاداری ندید /کس عسل بی‌نیش از این دکان نخورد /کس رطب بی‌خار از این بستان نچید

مصطفی
مصطفی
در مشاعره

تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست /تا بنده تو شده‌ست تابنده شده‌ست /زان روی که از شعاع نور رخ تو/خورشید منیر و ماه تابنده شده‌ست

مصطفی
مصطفی
در مشاعره

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت /وز بستر عافیت برون خواهم خفت /باور نکنی خیال خود را بفرست/تا در نگرد که بی‌تو چون خواهم خفت

مصطفی
مصطفی
در مشاعره

ای گل تازه که بویی زوفا نیست تورا/ خبرازخوارجفا نیست تورا/ مااسیر غم واصلا غم مانیست تورا/ما اسیر غم خود رحم چرا نیست تورا

این ارسال را بازنشر کرده است.