دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مهدیس
مهدیس
در مشاعره

تو همچو صبحی ، من شمع خلوت سحرم .... تبسمی کن و جان بین که همی سپرم ..

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تا دور گشتی ای گل خندان ز پیش من/ ابر آمد و گریست به حال پریش من

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یکی از عقل می لافد یکی طامات می بافد / بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دردِ دل خاموش ماند تا جگر پر خون شود / به که با دشمن نمایی حال زار خویش را

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

شاهد آن نیست که موئی و میانی دارد ....بــنــده طـلـعـت آن باش که آنـی دارد ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه
در مشاعره

دوستان شرح پريشاني من گوش كنيد....قصه ي بي سر ساماني من گوش كنيد

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست ......... بس که در بیماری هجرتو گریانم چو شمع ..

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن
در مشاعره

تمام شب آنجا، میان سینه ی من، کسی ز نومیدی، نفس نفس میزد / کسی به پا میخواست ، کسی "ترا" میخواست . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Jangal
در مشاعره

تا سر زلف پریشان تو در جمع آمد//هیچ مجموع ندانم که پریشان تو نیست

???Maryam!!!
???Maryam!!!
در مشاعره

زان پیش که نام تو ز عالم برود / می خور که خور که چو می به دل رسد غم برود / بگشای سر زلف بتی بند به بند / زان پیش که بند بندت از هم بررود

sahar
sahar
در مشاعره

درد اگر مرد است با دل راست رویا رو شود / پس چرا از پشت سرخنجر زد و نامرد شد؟ (قیصر امین پور)

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

هر کس به طریقی دل ما می شکند ... بیگانه جدا دوست جدا می شکند .... بیگانه اگر می شکند حرفی نیست ... از دوست بپرسید که چرا می شکند ..

نـی لـو فـر
نـی لـو فـر
در مشاعره

من بودم و اوجِ بالِ من، کودکی ام/// دریا دریا زلالِ من، کودکی ام/// دنباله یِ بادبادکی در کف باد/// من بودم و بیخیالِ من ،کودکی ام

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم ... او به ظاهر گشت عاشق ، ما به معنی سوختیم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
sahar
sahar
در مشاعره

من که شبها ره تقوی زده ام با دف و چنگ / این زمان سر به ره آرام چه حکایت باشد (حافظ)