دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

من خوابم میاد اما پسر عمه م اومده لپ تاپ و هاردو وفلششو ریخته اینجا نهار بخوره بیاد ازم فیلم و سریال بگیره ازونجایی ک خیلی کنجکاو تشریف داره نصف پوشه هامو هیدن کردم. الانم فقط خوابم میاد

الهه
Photo0406.jpg الهه

راســـــــتی! من یادم رفت بهتون بگم! مادرم امروز منو سورپرایز کرد برام چندتا پارچه مانتویی خرید اصن اشک ذوق و اینا با این سه تا الان من 5 تا پارچه مانتویی خوشگل دارم

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

اصلیت مادر ِ وقتی از شیراز برمیگرده تا چند روز طبق عادت تو خونه باهامون شیرازی حرف میزنه ...

Ω  پرچین  Ω
Ω پرچین Ω

امروز خیلی با هم حرف زدیم!... میگی نه؟!.....بیا ...بیا از برنجی که برا ناهار دم کردم بپرس! از قالی های که جارو کردم...حتی از رخت های که شستم و رو بند آویزون کردم ..وقتی که من از تو میگفتم و رختها همشون چکه چکه میکردن... باورش سخته خیلی ... هیچ کس غیر من و این خونه حرف دلمو نمیدونه ...تو ،تو مرز دیوانگی رو کجا میدونی؟!

emad
emad
توسط موبایل در روزنوشت

سر کانال اب رسانی داشتم حفاری میکردیم پسره ازم میپرسه کاناله میگم پ ن پ قبرستان خانوادگیه....

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

مرخصی گرفتم امروز از از خدا ک پنهون نیس از شما چه پنهون تا الان درس خوندم ساعت 2 باید برم دانشگــاه , بعدشم بیمارستان امروز بعد اگه جون داشتم شب میام براتون تعریف میکنم

║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║
║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║

ام خوابم نمی بره !!

فردایی دیگر
فردایی دیگر

میتونست جزو رهاترین روزهام باشه اخیرا ...چون امروز به تمام معنا میخواستم قیدای ذهنمو بردارم چون نیمیش رسما برداشته شده بود ...نیم دیگشم خودم میخواستم بردارم ...نمیذارن که.

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

صبح زنگ زده پشت تلفن برام زده می گم: ممنون ،عالی بود، کلی گرفتم ، الان می تونم پاشم کل خونه را تمیز کنم

آناهیتا
آناهیتا

من همون 18 ِ خرداد ِ12 سال پیش رو می خوام....

الهه
الهه

چرا من فیلم بنجامین باتن رو زودتر ندیدم... فیلم منقلب کننده ای بود... واقعن تحت تاثیرش قرار گرفتم...

moon22
moon22

دنبالر واسم مث یه شهره..ممم شاید شهر نه،مث یه آپارتمان خیلی بزرگ که آدم هاش رو میشناسم،اونایی که کپی میذارن هیچ،اما اونایی که حرفای خودشون رو میذارن واسم جالبن و دنبالشون میکنم،شاید هیچوقت هم باهاشون هم صحبت نشم اما بعد یه مدتی کامل میشناسمشون،اونقدر احساس نزدیکی میکنم که گاهی موضوع صحبتم میشه خارج از دنیای مجازی،از خوشی ها،نا خوشی ها،عاشقانه ها شون برای اطرافیانم میگم،البته بیشتر واسه مخاطب خاص خودم،شاید چون با هم توی عضویت دنبالر وجه مشترک داریم...اینجا رو دوست دارم،خاطرات زیادی باهم داریم،من و : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهــــ ه
الهــــ ه

راستي فردا هم امتحان اخر رو ميدم و خلاص ، 5 صَفه بود خوندمش ، اوشين رو ديدين ؟ مادرشوهره رو بديد دست من شيك تيكه پارش كنم ، اون ريوزوي بي عرضه رو يكي از برق بكشه ، خر ، اصن به فكر تاكِشي كوپولو نيستن

مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]

تــو شــَـهــرَکــِـمــون اَز اَذون تــآحــآلــآ جــَـشــنــ‎ه !! هــَنــوزَم صــِـدآش مــی آد ... دِلــَـم مــی خـــآس مــی رَفــتــَـم

moon22
07062013657.JPG moon22

گربه ی خونه ی عزیز :ایکس