دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

تو برو با دگران...وای بحال دیگران........................خوشبحال خودم

moon22
moon22

این روزا توی خیابونا در حد عروسی موزیک هستش توی ستاد نامزدها،قبلن یادمه یبار پلیس منو بخاطر صدای بلند اهنگ ماشین ک به نظرم زیاد بلند هم نبود داشت جریمه میکرد!

moon22
moon22

امروز اونقدر از معلم کلاس خصوصیم تعریف کردم که مدیرم میگفت اینجوری نمیشه،دفعه بعد منم باهات میام: )

باران بهاری
باران بهاری

آخی ...

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

ی پختم امروز واسه ی بنده خدایــی تا یاد بگیره وقتی با من حرف میزنه مث ِ آدم تکلم کنه و مث ِ حیوون فقط صداش ُ بالا نبره و هرچی من ملاحظه اش ُ میکنم , هی وحشی تر بشه هربارم میفهمه اشتباه کرده و حق با من بوده , اما نمیدونم چرا ی بار ب مغزش نمیرسه ک این بارم شاید باز داره اشتباه میکنه و درست حرف بزنه / مهم نیست البته دیگه کاری کردم ک دیگه وقتی دهنش ُ باز میکنه اول مطمئن شه اونی ک رو ب روشه من نیستم بعد جیغ بزنه . . .

آناهیتا
آناهیتا

آخه بابای عزیز.محترم.اگه برا امشب محبوبه ،دختر عمه جان رو دعوت نمیکردی گناه کبیره اتفاق می افتاد؟

الهه
الهه

صبح نشستم پیراهن دکلته ای که برا عروسی دوستم می خوام بپوشم رو دوختم... اومدم پرو کنمش وقتی تو آینه قدی خودمو دیدم اصن وا رفتم... اینقد بالاتنه ش بد مونده بود ک حد نداشت! پایین پیراهنم رو زانو بد فرم بد وایساده بود. اعصابم خورد شد. اومدم در بیارم پیراهنو که متوجه شدم پیراهن رو بالا پایین پوشیدم یعنی پایین پیراهن رو جای بالاتنه اشتباه پوشیده بودم... بعد که درست پوشیدم دیدم خیلیم قشنگ شده پیرهنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

مریضم! مریض : (((

ashkan_khan
ashkan_khan

چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . .

گـلـپــری
گـلـپــری

من میترسم انقدر آب از این مماخ ِ نازنینم چکه کنه که آب بدنم تموم شه و بر اثر بی آبی برم به آسمون ها

║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║
║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║

تو که می تونستی این همه بد باشی غلط کردی اوایل اینقدر خوب بودی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Ω  پرچین  Ω
kavoshi_22202616.jpg Ω پرچین Ω

چاي دم کن... خسته ام از تلخي نسکافه ها ....چاي با عطر هل و گلهاي قوري بهتر است...

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در روزنوشت

باید 3تا نامه بنویسم،اینقدر ذهنم درگیر هست که نمی دونم از چی بنویسم.

الهه
الهه

چقد خوبه الان تنهام. کسی نیست. همین... چقد خوبه تنهایی. گاهی!

الهه
الهه

امروز ک شنیدم اون پسر ِ هم دانشگاهیمون فوت شده بدجور هنگ کردم. ناراحتم... همه ش با اون شلوار آبی کاربنی و تی شرت سبز و عینک کائوچوییش میاد تو ذهنم... ناراحتم. اینقد ک برای بابام تعریف کردم... هیچکی نمیدونه چی براش پیش میاد... هیچکی