دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گـلـپــری
گـلـپــری

بـر روح ِ پـر فـتـوح ِ طـراح و پـشـتـیـبـان ِ سآیـت ِ بـانـک ِ رفـاه . . .. ( شـمـا هـمـون صـلـوات رو بـفـرسـت بـ ِه نـفـریـن نـکـشـ ِه )

Ω  پرچین  Ω
Ω پرچین Ω

خوووووووووو ب کم کم حاضر بشیم بریم رو نیگا کنیم ....شاید از قصه ش سر در آوردیم!

گـلـپــری
گـلـپــری

یـ ِه زمـان عـاشـق هـویـج بـودم ؛ هـویـج بـسـتـنـی حـتـی

گـلـپــری
گـلـپــری

مـثـلـن مـن الـااااااان ، هـمـیـن الاااااااان ! بـایـد بـرم نـون بـگـیـرم خـدایـا آخ ِ چـرا مـن؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر
توسط موبایل در روزنوشت

بین گلای محوطه هم یه پراونه بزرگ با ,خالای سفید ,نارنجی و سیاه داشت برا خودش چرخ میزد دلم خواست ازش عکس بگیرم اما روم نشد جلو اون دانشجوهای اقا و شیطون دنبالش برم

گـلـپــری
گـلـپــری

یـ ِه خـونـ ِه سـر کـوچـ ِه پـنـجـم تـو مـحـل قـدیـمـمـون بـود کـ ِه تـقـریـبـا ً بـزرگ بـود، همـیشـ ِه از بـچـگـی بـرام یـ ِه جـورایـی اسـرار آمـیـز بـود، بـا اون رنـگش و ایـنـکـ ِه هـیـچـوقـت مـعـلـوم نـبـود کـسـی تـوش زنـدگـی میـکـنـ ِه یـا نـ َه ، خـیلـی دوسـت داشـتـم یـ ِه روز تـوش ُ بـبـیـنـم ، بـبـیـنـم بـا اون شـیشـ ِه هـای شـکـسـتـ ِه کـیـ ِه کـ ِه هـواکش ِ آشپـزخـونـ َه رو گـاهـی روشـن میـکـنـ ِه ، یـا مـاشـیـنشـ ُ تـو حـیـاطـش پـارک مـیـکـنـ ِه ، یـا خـیـلـی چـیزای ِ دیـگـ ِه

Ω  پرچین  Ω
Ω پرچین Ω

آقایون جوراب نو هاتونو پوشیدین عایا!؟

آناهیتا
آناهیتا

حس میکنم قرار بوده امروز صبح برا یکی زنگ بزنم.بعد الان هر چی فکر میکنم چیزی یادم نمیاد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

بهش میگم فک کن یه روزی برسه من و تو دیگه همیشه باهم باشیم/کنارِ هم . . .

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ

و من امروز باز دل ِ یکی ُ شیکوندم. . .

raha
raha
توسط موبایل در روزنوشت

اینجـــــــا ccu /من ک ِ / اما خداروشــــــکر هــــــــــا همه : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

الان دوستم اِس داد برنامه مسافرتِمون با بچه ها جور شُد ;xXx بعدِ امتحانا ;xXx الان یهو انرژیم از صفر به صد رسید : )

الهه
الهه

ب مادرم گفتم بریم بیرون گفت حال ندارم! خالم با ماشین اومد دنبالش رفتن بابام اومد موهاشو رنگ گذاشتم با دوستاش می خواد بره بیرون دیگه کسی خونه نیس... فقط ما ول معطلیم...