دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
باران بهاری

از دیشب مُردم انقد سرفه کردم ...

الهه
الهه

بلال خوردم لای دندونام گیر کرده هر چقدم مسواک زدم در نمیاد از لای دندونام : (

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

امشب عروسی ِ و از صب تا حالا کارم اینه هر چن مین یه بار یه لباس از تو کمد در بیارم ُ یه برنداز بعدشم شوت روی تخت..

الهه
الهه

یادم رفت بگم من امروز مدل عکاسی فرشاد شدم : )

دینا
دینا

یه اتفاق خوب افتاده تو صدا و سیما/ اونم این که فیلم امام بازپخش میشه...

الهه
الهه

باید امروز می رفتم کتابایی که شهاب از نمایشگاه برام خریده بود رو می گرفتم... الان یادم افتاد

Ω  پرچین  Ω
Ω پرچین Ω

دارم حساب میکنم تا حالا یه 100 تا ارسالی به اضافه یه دونه بعدش دنبال کننده هام 118 تا اونائی هم که من دنبال میکنم 63 تا یه 74 تا دستشون درد نکنه طرفدار دارم با این حساب کتاب ینی چقد مونده تا لب تر میکنم شونصد نفر باز نشرم کنن و یه صد تا خطاب داشته باشم و یه هزار تائی دیدگاه

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

اگر تو اینجا بودی , نباید همیشه دنبال ی همراه می گشتم برای گشت و گذار و این ور و آن ور رفتن . . . / کاش بودی تا منتِ همراهی هیچ کس سرم نبود , کاش بودی . . .

آناهیتا
آناهیتا

امروز رفتم مسجد وکیل...عالی بود.هیچکس نبود.خودم بودم و یه شبستان و 48 ستون...و بعد هم دوباره بازار وکیل...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Ω  پرچین  Ω
Ω پرچین Ω

ای خدا پاشم برم واسه خونواده اوشین یه خورده کوفته برنجی درس کنم الان باز هم این شونساکو شروع میکنه ....خودمون برنج نداریم بخوریم برای اوشین هم برنج نداریم بدیم بخوره.........ینی کلا فکر میکنم آخر این قصه همشون از گشنگی بمیرن

مهـــــــــــــــدی
مهـــــــــــــــدی
توسط موبایل در روزنوشت

@سـكوت ِ عــاطــفه ها . . . بانو اواتار نیو هپی ~~

این ارسال را بازنشر کرده است.
Ω  پرچین  Ω
Ω پرچین Ω

آغا چرا اینقدر از این کپی پیست کنها ایراد میگیرید...بابام خو آدم چیکار کنه همیشه که نمیشه خودمون بنویسم .والاه من گاهی مجبور میشم تا لوزالمعده م هم دست دراز کنم تاحرفی بیرون بیارم بنویسم

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

غـرق شـدن تـو مـ ِه هـم قـشـنـگ بـود مـخـصـوصـا ً وقـتـی کـ ِه دیـگـ ِه مـجـبـور شـدیـم وایـسـتـیم از دسـتـش

الهه
الهه

امروز با فرشاد و بهنام روز خوبی بود... نهار خوبیم بود. در کل امروز روز خوبی بود : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
Ω  پرچین  Ω
Ω پرچین Ω

حالا میفهمم اینجا موندن و هفت من مثنوی نوشتن ینی چی!