دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
IMG_4718.JPG آناهیتا

4 سال پیش این لحظات ،آخرین ساعات زندگی مادربزرگم بود...ساعت 12ظهر تنهامون گذاشت... قدر بابابزرگ و مادر بزرگ هاتون رو بدونید...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

امشب ازون شبایی بود ک اصن حوصله ی خودمو نداشتم. امشب ازون شبایی بود که تو خودم بود. حسابی!

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

نفرین به تو لعنت به من...

الهه
الهه

می خوام برم دوباره ابروهامو کوتاه کنم. هی می خوام برم, هی دلم نمیاد... موندم بین ابروی بلند و کوتاه.

❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

بعد مثلا اینا تا میشینن تو ماشینت میگن ضبطُ روشن کن با اون آهنگایِ خوشگلِت : دی

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

اهم اهم ! مادر ما از مسافرت الان برگشت من ذوق

آناهیتا
آناهیتا

سرانجام بعد از ماه ها کاتریج پرینتر درست شد

باران بهاری
باران بهاری

بخاطر مراسمی که باید می رفتم کفش پاشنه بلند پام بود... قبلش جائی کار داشتم و به همین دلیل از قبل همون کفشُ پوشیدم ... منم اصلا عادت ندارم ... شرایط جوری شد که حدود دوتا چهارراه کفشمُ از پام درآوردم و با جوراب هام تو خیابون راه می رفتم ... البته کفشا رو یه جوری گرفتم دستم که تابلو نشه ...

گـلـپــری
گـلـپــری

نمیدونم چرا کیک ِ صبـح تبدیل به پیراشکی ِ عصر شد!!! دیجیمون تا این حد یعنی؟! جل الخالق

این ارسال را بازنشر کرده است.
raha
raha

من اِســـــــــــم این روزا رو میذارم /

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

کی میشه که این روزها تموم بشه...

آناهیتا
آناهیتا

مامان میگه بیا تا موهات رو رنگ بزنم.انگار خودش هم دوست نداره اون تارهای سفید موهام رو ببینه...

باران بهاری
باران بهاری

26/01/1392, 16:53 در حرف

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ

سفیده ی تخم مرغ رو مالیدم به پوست صورتم: دی وای که چقدر خوب ِ: ) توصیه میکنم یه بار امتحان کنین!