دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا

صبح دختر دایی ام برام زنگ زد.حدود 1 ساعت بعد پسر 4 ساله اش دکمه redial رو زده و با هم حرف میزدیم.بهم میگفت زنای بچه گیر (زنان کولی که داخل کوچشون بودند و مامانش بهش گفته بود نرو تو کوچه .می گیرند و می برنت) تو کوچمون هست.بهش گفتم نری تو کوچه ها.گفت : کجا برم.یعنی اینقدر قشنگ گفت نه عامو من تا 1 ساعت داشتم بهش می خندیدم.

باران بهاری
باران بهاری

فکر می کنی با کتک زدن درست میشه؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

نلفن خونه شاید هفته ای 1بار با من کار داشته باشه و مخاطب من باشم.بعد مثل الان همون یک بار هم هم پشت خطی ول کن نیست و هی بوق بوق...

این ارسال را بازنشر کرده است.
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

...؟... می دانی؟... می گویند رسم زندگی چنین است : می آیند....... می مانند....... عادتت می دهند....... و می روند....... و تو در خود می مانی....... و تو تنها می مانی....... راستی نگفتی؟ رسم تو نیز چنین است؟ مثل همه ی ها!؟....

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

با کسی مثل کف دست صاف نباش چون به جای صداقت و معرفتت فکر میکنن محتاجشون هستی که دست دراز کردی !! دنیای دستها ، از هر دنیایی بی وفاتر است !!! . . . امروز دستهایت رامیگیرند ، غرق عادت كه شدی . . همان دستها را برایت تكان میدهند !!!

دریـــا
دریـــا

نمیدونم چرا چند وقته مامان فک میکنه من دوباره عاشق کسی شدم!! همش با نگرانی بهم نگاه میکنه! میگه بهم: الان وقتش نیست! یا برنامه هات رو کنسل کن! یا برو دنبال این!! { رو با غیظ میگه ! } هر چی میگم کسی نیست، باورش نمیشه!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

امشب فقط نوشتم و نوشتم , امشب اشک آزاد , آهنگ های ِ دهن سرویس کن آزاد . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

خودت باش! کسی هم خوشش نیومد به درکــــــ ! اینجا مجسمه سازی نیس که!....

این ارسال را بازنشر کرده است.
دریـــا
دریـــا
توسط موبایل در روزنوشت

مردای متاهلی که عاشق یه زن دیگه میشن، خیلی چندشناک میشن، حتی صداشون! نگاهشون! همه چی!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

حتمن باید 4 سال میگذشت , تا بفهمم چرا خدا نذاشت باهات دوست بمونم , ک بفهمم چرا یهو بی دلیل خط خوردی از زندگیم , باید این همه میگذشت تا من با چشمایِ خودم ببینم تو بدترین دوست ِ من بودی . . . / دیشت از چیزی ک فهمیدم خیلی دلم گرفت , حتا بیخودی باعث ِ دلخوری ِ هم شدم , اما از ته دلم خداروشکر کردم ک از زندگیم پاک شدی خیلی وقتـــه , وگرنه معلوم نبود چی ب سرم میومد سر ِ این . . . / شکرت . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

امروز وحید اونی که سرباز ِ وطن ِ : ) بهم زنگ زد... یاد قدیم قودوما کردیم کلی... بهم گفت: خوشحالم که هنوز تو و فرشاد برام موندین. خیلی دوستتون دارم... ما هم دوسش داریم

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

امروز یک تصمیمی گرفتم به مادر جان محترم هم گفتم ........هرچند ضرر و ریسک هست.

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ

وای که به اندازه یه عمر راه رفتم: ( فقط دلم میخواست برم . . .اینقدر راه برم که از خستگی و کمردرد یادم بره نیش ِ حرفایی که وجودم رو داغون کردن: \

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

امروز صبح رفته بودم بیرون.....یک صحنه ایی دیدم خیلی ناراحت شدم. یک دختر جوان تقریبا بهش میخورد هم سن من باشه..دست بابای پیرش را گرفته بود و دنبال خودش میکشید..... پیرمرد درست نمیتونست ببینه حتی با بقیه برخورد میکرد دختر هم بدون توجه سریع میرفت .رسیدند به پاساژ چون پیرمرد نمی تونست درست ببینه نزدیک بود بخوره زمین که دختره یکم توجه کرد.....خیلی ناراحت شدم .خوب وقتی باباتون اینجوری هست درست باهاش رفتار کنید .بابای منم درست نمیبینه ولی وقتی میریم بیرون حواس مون بهش هست نخوره زمین.مثل پروانه دورش هستیم.