دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

خوابم مـیـــــــــــآاااااااااااااد بـــِـرام بــــــخوســــــــــم ... امروز از بس از این ماشین به اون ماشین سوار شدم ستون فقراتم صِـــــدا میده ... فعلا --------->

الهه
الهه

بعضی پستای عاشقانه خیلی حال بهم زنن... آها! قبیح هم هستن

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

اومدن خونه می گن نهار چیه؟ نه امیر پشت تلفن پرسیده بود. بعد گفتم: ماکارونی! کلی ایش و ویش و نمی دونم هوا گرمه نمیشه خورد و اینا! حرف نزدم. سر میز نشستن دوتایی دارن دومین بشقابشونو می خورن خو شما ک ماکارونی دوست دارید چرا آدمو ترور شخصیتی / احساسی می کنین آخه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فردایی دیگر
فردایی دیگر
توسط موبایل در روزنوشت

وقتی نگام کرد سرشو انداخت پایین خندید سرشو اورد بالا معلوم بود هنوزم داره میخنده,گفت باشه برا فردا شما امروز نمیتونی

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

امروز حوالی ساعت 11:30 درکنارِ بانک ِ ملی ایران در بندرترکمن خبرنگاران شبکه 1سیما اومده بودن و آخوند رو که از اون طرف ِ خیابون میومد حلقه زدن ، بعدش آخوند نمیدونست چکار کنه ، یه دفعه تعجب کرد منم بیرون بانک وایستاده بودم ؛برای مصاحبه انتخابات 92 ، بعدش خبرنگاران سوالی میپرسیدن و آخوند جواب میداد بعدش ...اخر کار خبرنگار یه لوح از خودش نشون داد ... لوح مالک بود ،خبرنگار به آخوند گفت که این لوح رو با صدای بلند بخونه اونم خوند و دسته جمعی یه پلان فیلم برداری کردن و رفتن توجه منم تو عکس و مصاحبه بودم ولی مصاحبه نکردم . 1هفته دیگه میتونید مصاحبه رو از شبکه 1 ببینید راستی منم توی پلان افتادم ها یادتون نره ، به خبر نگاری گفتم از من یه عکس بگیر نگرفت بازنشر یادتون نره دوستان

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

آدم ک چارتا دوست خوب نداشته باشه, از تنهایی پناه می بره به فیلما و سریالایی که بیسشون بر پایه ی روابط دوستانه س. همین میشه وقتی سریالو تموم می کنی گوشی رو بر میداری زنگ میزنی به نزدیک ترین آدمی ک میشناسی و کلی گریه می کنی...

الهه
الهه

به عبارتی فردا چهارشنبه تولد فرشاد ِ. ما الان تو سه شنبه ایم یعنی : ) جووووووووونم یه عالم کادو پادو من ذوق

الهه
الهه

پاته ای درست کردم برای شام, بیست!

الهه
Photo0348.jpg الهه

: ) یادگاری از کسی ک نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.
raha
raha

این روزها خــــــــــــوب نیستم / فقط زندگی می کنــــــــــــــم ....

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

امروز ی پیرمرد جلوم مــُرد

آناهیتا
آناهیتا

هیچوقت شال سفید رو بیرون نپوشیده بودم.همیشه تو مراسم ها بود.بعد امروز بیرون که رفتم شال سفید رو پوشیدم.اصلا فکر نمیکردم اینقدر بهم بیاد و یه حس ِ خوبی بهم دست بده

دینا
دینا

رفتم تو یه مغازه ... چرتکه داشت... به من یاد داد چی جوری باهاش کار میکنه... یه ترازو هم داشت مال سال 1320... ینی من عاشق چیزای قدیمی و عتیقه ام

الهه
الهه

گفتم: می خوام برم موهامو همچین یه رنگ خوشگل بذارم برگشته بهم میگه: وااااااااااااااای نــــــــــــــــه بذار هر وقت رفتی خونه شوهرت رنگ کن تغییر کنی! من یعنی با این جوابش خواستم سرمو محکم بکوبم ب دیواراااا تا این حد! یکی نیس بگه آخه تو ک موندی خونه شوهر ازین کارا کردی شوهرت چه گلی زد ب سرت که اینقد همه چیزو وقف ِ خونه ی شوهر می کنی : |

الهه
الهه

مادر امشب با قطار حرکت کرد سمت ِ مشهد : ) پشت ِ تلفن صداش می خندید