دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا

ظهر وقتی سرکوچه منتظر تاکس بودم یه لحظه با وایرلس زهرا آن شدم.یه پ خ بود از یکی از بچه ها ..تعریف یک خواب و اینکه منم تو خوابش بودم... هم خوشحال شدم هم از جهتی ناراحت.خوشحال شدم از اینکه داشتم از یک شادی و خنده رو ثبت میکردم...و ناراحت از اینکه اون شخص بین ما نیست...

گـلـپــری
گـلـپــری

بـابـت فـردا ذوقـیـده مـیـبـاشـم

آناهیتا
آناهیتا

تو گلفروشی که بودم اول از همه 2تا شاخه شیپوری برداشتم.می خواستم تنوع باشه.و بعد هم 3شاخه رز.مریم هم بود ولی حس کردم الان شیپوری با رز قشنگ تره.

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

میگــه , میخنده و میگه . . .

moon22
moon22

میتینگ،تولد،دیدن دوست بعدِ 4 سال...دنبالری ها روز خوبی داشتن انگار...شکر: )

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
1392.2.25   (14).JPG الهه

یکی از بهترین شام هایی که امسال با هم خوردیم اینم شام تولد فرشاد

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

امروز واقعا عالی بود...عالی...

الهه
1392.2.25   (11).JPG الهه

آخــــــــــــــــــــــــــــیش بالاخره کادوها رو دادم ب فرشاد اینا همشون کادوهای منن

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

زنگ زده میگه کجایی چرا نمیبینمت؟ میگم خحونم میگه خونه؟ الان نباید اینجا باشی یعنی؟

گـلـپــری
گـلـپــری

سـخـت بـود ولـی گـذشـتـ . . .

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

امروز بهم میگفت یکی از خوبی هات اینکه وقتی ناراحت میشی , ب آدم نشون میدی , آدم همون لحظه میفهمه از کدوم کار ناراحت شدی , ی فکری میکنه واسه خودش . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

نیازمند یاری سبز چند خانوم زبر و زرنگ برای کادو پیچ کردن هدیه های تولد می باشم لطفن کمک کنین ب من

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در روزنوشت

سه سال گذشت . . .

الهــــ ه
الهــــ ه

هميشه دلم واسه سربازا ميسوزه ! از كنار يه سرباز رد شديم ، براش دست تكون دادم ، طفلي نميتونست تكون بخوره ، تفنگش دستش بود ، با همون حالت به زور چندتا انگشتش رو واسم تكون داد ، چقد كه خنديديم

الهــــ ه
الهــــ ه

فرزانه نشسته بود رو چمناي دانشگاه ، سينا اومد سمتش در حاليكه كه كيف ِ خانومي ِ فرزانه رو دوشش بود و بي اعتنا به اينكه پسرا مسخرش ميكنن ... بعد نميدونم چي چي گفتن ، خنديدن به هم ، فرزانه داد زد داااااارم ، زيااااد داااااارم! دوستت ...