دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
raha
y8461_.jpg raha

اونجایی ک ِ همیشه دلِت برای ِ خود ِ ساده ات میســـــــــــــــــوزه / خودی ک ِ همش با وجــــــــــدانت درگیری / خود ِ ... / لبخــــــــــــــند بزن : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

ازونجایی ک مردا شیرازی هستن اکثرن! از طرف امیر داداشم امروز رفتم برای فرشاد کادوی تولد خریدم : دی خوش ب حال فرشاد. میشه تولد منم سه ماه زودتر باشه ؟ دلم کادوی زیاد خواست

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

یه پیاده روی طولانی.من و نگین.از بیست متری.تو خ ملاصدرا.معدل.اردیبهشت ...

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

تو اداره تامین اجتمای همصحبت یه پیرمرد بودم ، یه داستان واسم تعریف کرد که خودش بغضش گرفته بود، می گفت فقط کمی توجه به یک آدم پیر و تنها، می تواند کلی طرف را به زندگی امیدوار کند. میگفت داخل درمانگاه کسی به حرفش درست توجه نکرده و طوری با او رفتار شده انگار چون پیر باید بره بمیر ِ

آناهیتا
آناهیتا

بعضی وقتا بعضی آدما تو زندگی بهمون یه قول هایی میدن...اما با گذشت زمان میفهمیم نبوده یه حرف بوده و بس... یه حرف که برا یه مدت بخواد بگه آره ما هم هستیم...

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

اولین روز هفته .......

raha
raha

اَزونجایی ک ِ من همیشه منتظــــــــر ی ِ فــــرصتم ک ِ خوب بنویسم و اون فرصت دست نمیادش / پس همین جا میگم ..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

یه سوسک قهوه ای عزیزی هست این موقع های شب سر و کله ش پیدا میشه تا من سیستمو خاموش نکنم دست از سرم بر نمیداره. مدام از روی این دستکش سفیدم میره رو اون یکی... نمی دونم چرا دلم نمیاد این یکیو بگیرم بندازم بیرون. دلم براش می سوزه : )

باران بهاری
باران بهاری

امروز بعضی از مجازی ها برام واقعی شدن : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

آخر هفتـــه ی عمرت ُ گذرونده باشـــی ,ی مسافرت کوتاه ِ عـــالــی کنار ِ عشقت ( ) , اونم وقتـــی ک شادیت با دیدن ِ 3 تا از عزیزترین ـــآ تکمیـــــل بشـــه / عاشقتـــونم واسه این شادی و خاطره ی بی نظیر , عاشقتم خدا واسه همه این چند روز . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

: ) الهه ی فرشادی می گن بهم! چ جالب یعنی الان فرشادم میشه: فرشاد ِ الهه ای؟ : دی

الهه
الهه

مادرم رفت مسافرت تا ده روز نمیبینمش: ( غمگینم...

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در روزنوشت

دارم خاطرات سال 86 رو میخونم؛هر شب حافظیه بودم

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در روزنوشت

دلم برا بچه های کوچیک عینکی می سوزد که از بچگی دنیا رو از پشت عینک می بینند