دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

الایه از دندون پزشکی با موفقیت بیرون اومد ب هیچ وجه درمان ریشه ی دندونمو و عصب کشیش درد نداشت. حتی آمپولشم درد نداشت. دکترمم خیلی خوب بود. یه سره باهام حرف زد تا یه ساعت کار دندونم تموم شه. منشی ِ دستیارشم خیلی ماه بود

آناهیتا
آناهیتا

پنجره اتاق باز هست و سیستم دقیقا زیر پنجره. امشب هر ماشینی از کوچه خارج میشه یا داخل بدون استثنا آهنگ هاش همه شاد و بزن و برقص هست

گـلـپــری
DSC00015.jpg گـلـپــری

آخـریـن هـدیـ ِه ی ِ رسـیـده ، بـا تـشـکـر از خـالـ ِه جـان

نیلـツــو
نیلـツــو

ملاقات با آقای : ) بست طبرسی : ) / [ آیکون حجی که حرم نبود : دی ]

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

سحر پاشدم که امروز روزه بگیرم ولی صبح حالم بد شد مجبور شدم روزه ام رو باز کنم....

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

امروز تو مرکز خرید دوستی که 2سال ازش خبر نداشتمُ دیدم کلی هر دومون ذوق کردیمwow بیخیال خرید شدیم و باهم قدم زنان سرگرم حرف زدن شدیم تا در خونه ....تازه بعداز افطار یادم افتاد من با ماشین رفته بودم خرید.... : دی

گـلـپــری
گـلـپــری

نمیدونم چرا تازگیا هرچی خواب در مورد منه به دعوا ختم میشه دو شب پیش نسا خواب دید دیشب خودم، امشب رو خدا به خیر کنه

گـلـپــری
گـلـپــری

فکر کنم الان کل ساختمون از خواب بیدار شدن!!! همچین عطسه ای زد بابا!! اصن صداش تو حیاط حلوت اکوووو شد در حد بنز

♥هامون♥
♥هامون♥

با داشتیم می‌رفتیم بیرون دیدم داره از خرید بر میگرده طرفِ خونه.... من دیدم ایشونم منو لبخند زدیم ..همون لحظه یه ِ از منو کرد کرد دارم به لبخند میزنم منم نگاش کردم ‌ د میداد .. داشت میکرد منم خجالت کشیدم گاز و گرفتم خلاصه شد خوب میداد افتادم کلی‌ عصن هر چی‌ م بگید

آناهیتا
آناهیتا

هوا اینقدر گرم و شرجی شده که هر نیم ساعت یک بار میرم سر یخچال و یه لیوان عرق کاسنی می خورم.

آناهیتا
آناهیتا

پروین پیام داد.بهش گفتم می دونی خیلی حلال زاده ای؟خیلی خیلی حرف با هم داشتیم.

سمیـــــــــــرا
سمیـــــــــــرا
توسط موبایل در روزنوشت

وای.چقد روز خوبی بود.یه روز کاملا دخترونه.رفتم خونه ایدا کلی دیوونه بازی در اوردیم و ابروهامو واسم تمیز کرد . بعدشم رفتیم خیابون چاملیک. از این کافه تو اون کافه از این رستوران تو اون رستوران.ملاک انتخابمونم ویوش بود شونصدتا عکسم گرفتیم.یه بستنی توپی ام خوردیممم . آیدا واسه من یکی از بهترین هاس.

الهه
الهه

دکتر امروز دست انداخت کل فکمو زیر و رو کرد آخرم گفت: دندونت یه ساعت یه ساعت و نیم کار داره.

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

از ساعت یه سره تا

آناهیتا
آناهیتا

عصر حدود 20 دقیقه ای بارون شدید همراه با رعد و برق...خدایا شکرت.