دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
nimino
nimino

در حال خوندن کتاب Watercolor Painting For Dummies هستم و آهنگ بی کلام داره دانلود می شه واسه موقع نقاشی . لکه رنگی های احمقانه ای که می خوام خلق کنم قراره تو فضای آرامش بخش فراموش نشدنی دوس داشتنی ای به دنیا بیان. در حد آرامش آبی زنگاری و طلایی کنار هم .

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در روزنوشت

خانم جمالی تماس گرفت و از فردا یا شنبه اگه خدا بخواد،گوش شیطون کر پیاده روی شروع میشه

الهه
الهه

می دونین؟ من امسال فهمیدم مهم نیس چن نفر کنار آدم تو روز تولدش باشن/ مهم نیس بهترین کادوی دنیا رو بگیری, مهم نیس چند نفر برات تولدت مبارک بخونن. من فهمیدم همینکه هر جای دنیا یه دوست به یادت باشه. بهت بگه ب یادت بوده. بهت بفهمونه دوستت داره, خودش یه دنیاس این یعنی زندگی کردن! من از تمام اونایی ک دیروز و حتی امروز دورا دور اما نزدیک در قلبم بهم تولدم رو تبریک گفتن ممنونم. من هنوز از دیرزو خوشحالم. از اینکه دیروز لنا و ایمان و غزاله و وحید و pan رو دیدم. و اینکه چقدر خندیدیم و اینکه من و غزاله چقد دیوانه بازی درآوردیم! و اینکه چقدر فرشاد می خواست شاد باشم دیروز و اینکه شماها بهترین های روزگارید هر کدوم در نوع ِ خودتون, بهتــــــــرینید, بهترین ممنونم همگی ِ شما

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران بهاری
باران بهاری

یه آدم دیوانۀ بیکار از صبح داره به من اسمس می زنه ...

گـلـپــری
گـلـپــری

دروغ چرا، بابت بهم خوردن برنامه فردا زیاد دل خوشی ندارم، ولی از یه طرفم ناراحت نیستم

گـلـپــری
گـلـپــری

مطمئنم ناراحت شد! ولی چاره ای نیست! ظهر تا عصر . . . هوووووم . . .

reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

خانواده رفتن زنجان من موندم خونه تنها الانم باید شام درست کنم

گـلـپــری
گـلـپــری

بـعـد از یـکـسـال بـ ِه ثـمـر نـشـسـت تـلـاشـم . . .

الهه
الهه

رسول از دوستای منو فرشاد بهم تولدمو تبریک گفته تو [!] بوک. براش کامنت زدم مرسی ایمان جون اصن ایمان و رسول چ ربطی ب هم دارن اصن من چرا رسول رو با ایمان اشتباه گرفتمم ؟ اصن من چرا اینقد گیجم آبروم رفت

الهه
الهه

آخـــــــــــــ جونممممممممممم تو پیج [!] بوکش عکس ارسالی ِ منو از روستای سی دشت گذاشته خوشحالمـــــــــ

♥ zαняα ♥
♥ zαняα ♥

امروز بـآ جواب ِ بـابـام ، قلبَم . . . : (

parnian
parnian

امروز صبح به دوستم زنگ زدم جواب نداد بهش اس دادم بعد الان دیدم داره بهم زنگ میزنه جواب دادم اما خودش نبود یه آقایی بود ینی کی میتونست باشه؟؟نگرانش شدم اتفاقی براش افتاده یا گوشیشو گم کرده؟! امیدوارم حداقل اتفاق دومی بوده باشه...

parnian
parnian

از الان دارم فکر میکنم واسه ناهار چی درست میکنه!!!!...گشنمه خوووو

parnian
parnian

امروز ازون روزاست که اصلا آرووم و قرار ندارم سرکار...تازه یه عالمه هم کسلم و خوابآلووود

✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
1371709506951.jpg ✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

تمام روز حس میکردم تو م ... عین زده ها ... به جنب و جوش که از کنارم رد میشدن ... بودم و میترسیدم با این همه ... از این جنب و جوش جا بمونم ... تمام مدتی که بودم ... فقط همراهم بود ... ترس شدن تو یه هیاهوی و گس ... جایی که هیچ ... رنگ به یاد نداره ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.