دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اشعار زیبای فارسی

جزئیات گروه

شناسه 51
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 1138 پست
عضو 291 کاربر
طرفدار 19 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 109
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 189
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 96

کاربران گروه

(287 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اشعار فارسی
شناسه‌: 51 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فرشاد
فرشاد

آنانکه محیط فضل و آداب شدند ******* در جمع کمال شمع اصحاب شدند/ ره زین شب تاریک نبردند برون ******* گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند

الهه
الهه

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست /// گاهی بهانه است که قربانی‌ات کنند

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرشاد
فرشاد

گاویست در آسمان و نامش پروین ******* یک گاو دگر نهفته در زیر زمین/ چشم خردت باز کن از روی یقین ******* زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین

فرشاد
فرشاد

یک چند بکودکی باستاد شدیم ******* یک چند به استادی خود شاد شدیم/ پایان سخن شنو که ما را چه رسید ******* از خاک در آمدیم و بر باد شدیم

الهه
الهه

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها /// عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرشاد
فرشاد

آنروز كه توسن فلك زين كردند ،و آرايش مشتري و پروين كردند ** اين بود نصيب ما ز ديوان قضا ما، را چه گنه ، قسمت ِ ما اين كردند

فرشاد
فرشاد

با تو به خرابات اگر گويم راز، به زان كه به محراب كنم راز و نياز ** اي اول و اي آخر خلق ، آن همه تو، خواهي تو مرا بسوز و خواهي بنواز

فرشاد
فرشاد

یک جام شراب صد دل و دین ارزد ******* یک جرعه می مملکت چین ارزد/ جز باده لعل نیست در روی زمین ******* تلخی که هزار جان شیرین ارزد

الهه
الهه

گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند /// توی گهواره‌ي چوبی، پسری هست هنوز

الهه
الهه

...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

بالا گرفته‌ام سرِ خود را ، اگرچه عشق /// یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

شاید تمام قصه مـا ایـن ســـه جــــمله بود /// آشوب بـودی آمـدی و رد شـدی ، همـــین

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

خلخال در پا کرده ای یا شور بر پا ؟ پیچیده عطر گیسویت در قصر حالا /// مثل خوره ، این ترس افتاده به جانم پایان مجلس شاه خاطرخواه باشد

الهه
الهه

هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت /// هی کار شاعران معاصر زیاد شد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.