دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اشعار زیبای فارسی

جزئیات گروه

شناسه 51
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 1138 پست
عضو 291 کاربر
طرفدار 19 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 109
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 189
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 96

کاربران گروه

(287 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اشعار فارسی
شناسه‌: 51 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امان
امان

گرت جان در قدم ریزم هنوزت عذر می‌خواهم..... که از من خدمتی ناید چنان لایق که بپسندی

الهه
الهه

کارد بر روی استخوان که نشست به ديازپام ۱۰سری بزند /// چک چک قرصها که درآمد دو سه مصراع هم اذان بزند

آناهیتا
آناهیتا

هنوز . . .

Electrical Engineer
Electrical Engineer

«تو آسماني و من ريشه در زمين دارم# هميشه فاصله اي است _ داد از اين دارم« »قبول كن كه گذشته ست كار من از اشك# كه سالها ست به تنهايي يقين دارم» «تو نيز دغدغه ات از دقايقت پيداست# مرا ببخش اگر چشم نكته بين دارم»« بخوان و پاك كن و نام خويش را بنويس دفتر غزلم_ هر چه نقطه چين دارم »«كسي هنوز عيار تو را نفهميده است# منم كه از تو به اشعار خود نگين دارم...

پـریـسـا
پـریـسـا

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا . . . . . . . یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا . . . "یکی از اشعار مورد علاقه من که همیشه سر زبونمِ" . . .

الهه
الهه

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم /// هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

حسینعلی مرگن
brooke-shields.jpg حسینعلی مرگن

در انتها لرزشی بود / با طعم گیلاس / بچه ای با برق لب اضافه.

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

بی شک اينجا سکوت آزاد است تا مخاطب قضاوتی نکند //// نقطه ای می رود که بعد از اين تا ابد دور خود کمان بزند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
حسینعلی مرگن
حسینعلی مرگن

درود/ دوستان ادبیاتی و شاعر و غیره کسی اهل سیال گویی هست؟ اگه هست بیاد تات یکم تمرین کنیم

حسینعلی مرگن
حسینعلی مرگن

من نوحه خان سوگت نمیشوم/ ماتمسرای خاطر دورت نمیشوم/ عشقت چه خوب بود امام بدان/ من خام خوب دروغت نمیشوم

حسینعلی مرگن
حسینعلی مرگن

امواج آبی آسمان خیال فریب دارد/ ریسه های کوههایت هم/ از این به بعد فرار خاهم کرد/ از گرداب نگاهت/ از حسرت تمدنی بی پرده/ از خیال سرچشمه ی بی آغاز/ من فرار خاهم کرد. چگونه میتوان احساس را انتقال داد در حالی که هیچ حسی وجود ندارد/ این یک امکان است که هر گاه ممکن میشود. من حسهایم را جمع و جور میکنم/ کلش را می فروشم/ با ان یک حباب میخرم/ و سوار بر آن - در حالی که تند تند ترا یاد داشت میکنم- فرار خاهم کرد.

الهه
الهه

تا که خون می چکد از دست دلم می گویی : //// عشق ست ! خودت می دانی !

حسینعلی مرگن
حسینعلی مرگن

عادت کرده ام ، در آغوشت بگیرم ، وقتی در آغوش دیگری و حتی لبخندت را– هرچند با من نیست- قاب کنم وبا خود تکرار کنم : او مرا دوست داشت او مرا دوست داشت او مرا دوست داشت...

الهه
الهه

باشد ولم کن باخودم تنها بمانم /// دیوانه با دیوانه ها مشکل ندارد

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در اشعار فارسی

در دایره ای که آمد ورفتن ماست/اورا نه هدایت نه نهایت پیداست/کس می نزند دمی در این معنی راست/کاین آمدن از کجا ورفتن به کجاست