دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اشعار زیبای فارسی

جزئیات گروه

شناسه 51
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 1138 پست
عضو 291 کاربر
طرفدار 19 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 109
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 189
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 96

کاربران گروه

(287 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اشعار فارسی
شناسه‌: 51 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

در مردم دنیای من یعنی /// نفرین به آنهایی که میمیرند

الهه
الهه

هر صبح در صدای تو تکرار می شوم /// با زنگ خنده های تو بیدار می شوم

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

بی قرارِ توام و در دلِ تنگم گله هاست ... // آه ! بی تاب شدن عادت بی حوصله هاست ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

بی بها مانده عشق و دل ِ من / میسپارم ب تو ، عشق و دل را . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمّد حسین حدّادزاده
محمّد حسین حدّادزاده

شب، ساعتِ ابریِ مرا داد به تو / افتاد نگاهِ خسته ـی باد به تو / باران زد و خیس شد تنِ خاطره ها / باران زد و باز یادم افتاد به تو. { ، شکل دیگر من}

باران بهاری
باران بهاری

/ حسین زحمتکش

باران بهاری
باران بهاری

/ حسین زحمتکش

باران بهاری
باران بهاری

آخر ِ / کبری موسوی

باران بهاری
باران بهاری

طفلی به نام شادی ، دیریست گمشده‌ست ؛ با چشمهای روشن براق ؛ با گیسویی بلند به بالای آرزو ؛ هر کس از او نشانی دارد ما را کند خبر ؛ این هم نشان ما: یک سو خلیج فارس ، سوی دگر خزر. /دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

این ارسال را بازنشر کرده است.
Spirit
Spirit

جهانا همانا فسوسی و بازی / که بر کس نپایی و با کس نسازی /// چو ماه از نمودن، چو خور از شنودن / به گاه ربودن چو شاهین و بازی/// چو زهر از چشیدن چو چنگ از شنیدن / چو باد از بَزیدن چو الماس گازی... " ابوطيب مصعبی"

✿爸♫علي♫爸✿
honar.jpg ✿爸♫علي♫爸✿

عشق یگانه............: محو روی آن یگانه........ ناگاه شدم از خویش روانه........./ در پرتو این غم زمانه......... تنها تویی عشق یگانه...

M0H3N
M0H3N

کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق ... آن دلی کز تو نلرزد به چه اَرزد ای عشق ؟!!!

Jangal
Jangal

به خاموشی ما منگر که ما خود معدن رازیم.... فلک بشکست بال ما وگرنه اهل پروازیم

soosi
soosi

چه بی تابانه میخواهمت ای دوریت آزمون ِ تلخ ِ زنده به گوری... چه بی تابانه تورا طلب میکنم بر پشت سمندی گویی نو زین که قرارش نیست و فاصله تجربه ای بیهوده است... بوی پیرهنت اینجا و اکنون! کوه ها در فاصله سردند... دست در کوچه و بستر حضور مانوس ِ دست ِ تورا میجوید و به راه اندیشیدن یاس را رَج میزند... بی نجوای ِ انگشتانت فقط و جهان از هر سلامی خالیست...

soosi
soosi

‎(حسين پناهي) مگسی را کُشتم (دیدگاه)