دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اشعار زیبای فارسی

جزئیات گروه

شناسه 51
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 1138 پست
عضو 291 کاربر
طرفدار 19 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 109
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 189
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 96

کاربران گروه

(287 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اشعار فارسی
شناسه‌: 51 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سجّاد حسینی
natel khanlari.jpg سجّاد حسینی

برا آخر شبتون یه شعر آوردم، خیلی بارش زیاده لااقل دوبار باید بخونیدش تا مفهومش دستتون بیاد /// ماه در مرداب استاد پرویز ناتل خنلری

سجّاد حسینی
n00030700-t.jpg سجّاد حسینی

پرسش - دکتر محمدرضا

M0H3N
koodak.jpg M0H3N

ماه من… غصه اگرهست بگو تا باشد… معني خوشبختي… مهر ورزيدن و دوست داشتن است(ادامه در دیدگاه)

Morteza
reza kiani.jpg Morteza

.::کمان گیر::. در شهر تو که عاطفه تحقیر می شود/از قلبهای یخ زده تقدیر می شود/شبها اگر مجسمه ها راه میروند/آزادی است آنچه زمینگیر می شود/امروز تیتر اول یک روزنامه بود/" تنها درخت سبز جهان پیر می شود"/فهمیدم از اشاره آن سرمقاله باز ،/ ...نقش خیانت است که تصویر می شود/سرگرم پوشش خبری روز واقعه/سیل خبرنگار سرازیر می شود.../هیزم شکن و جنگل از این قصه بی خبر/سوگند میخورند ... ولی دیر می شود/اندیشه شکفته شدن ، بال و پر زدن/با بازتاب حادثه تکفیر می شود/...دندانه های اره... و یا طعنه تبر ؟/- مرگ درخت ،حادثه تفسیر می شود -/.... من روبروی چشم شما ایستاده ام/دلواپسی در آینه تکثیر می شود !/وقتی دل از نگاه کسی زخم می خورد/چون کودک ، از عروسک خود سیر می شود/تقویم هم به ثبت شما تن نمی دهد/اینجا جواب منطق ما تیر می شود/.... "آرش "کجاست ؟ مرز قلم ناپدید شد/.... آیا کسی دوباره "کمان گیر" می شود ؟ (هرگونه برداشت 30یا30از این شعر منوط به اجازه شاعر است،که اجازه هم نمیده!!!در ضمن منظور از آزادی برج آزادییه!فکر بد نکنیین!!)(شاعر:استاد کیانی)

Morteza
6759.jpg Morteza

هر چند دل سپردنمان اشتباه نیست..اما برو که ماندنت اینجا صلاح نیست***حس میکنم زمین و زمان درد می کشند..وقتی بساط گریه ی ما رو به راه نیست***لطفاً دعا نکن که به جایی نمی رسد..اینجا کسی برای کسی (باراله) نیست!***اصلاً نترس از آخرتم، حرف های من..حتی به قد یک سر سوزن گناه نیست***دیگر غم ِ حلال و حرامی نمانده است..وقتی نفس کشیدن ما هم مباح نیست***آری برو به معجزه هم معتقد نباش..پیغمبری هنوز در این کوره راه نیست!(خانم شعبانی)

Morteza
10107.jpg Morteza

گریستم بیهوده زیستنم را یا ساده زیستنم را که فریاد میزدی آی تشنه ام ومن بخاطرت آب در کف دست دویدم و دویدم راهی بس طولانی را به شوق کشتن عطشت به تو رسیدم و آبی در کف دستان من نبود و تو خندیدی به سادگی کودکانه ام اما من گریستم آنقدر که تو را سیراب کنم... (شعر بداهه از "گلی"،بابت اشکالاتی هم که داره معذرت میخواد)

Morteza
7923.jpg Morteza

پژواک اندوه!.....نهالی بر دستم!لبخندی بر لبانم!قرن ها بر خطوط ابریشمین!به ریش ِ دنیا،خندیدم!در زیر ِ باری گران!!!!!***و امروز ؛رود رود می گریم!در حسرت ِ باری که به کرمان بردم!!!▬▬▬▬▬ پژواره 26/10/1389

Morteza
Morteza

صبحانه یک فنجان غزل را تلخ نوشید..... آدم ، که تفسیر ِ ازل را تلخ نوشید***برسفره اش نان بود و گاهی کوزه ای عشق..... انسان ، که دنیای عسل را تلخ نوشید***هر روز کار و خستگی ،هر روز تکرار...آدم، که عمر ِ لا یزَل را تلخ نوشید***مثل ِ کپی پَستی که هِی تکثیر میشد.....تاریخی از بین الملل را تلخ نوشید***تا کار ِ امروزش به فرداها نیوفتد.....طوماری از ضرب المثل را تلخ نوشید***میدان ِ دو بود و جهان ِ سرعت ِ نور.....افسوس جام ِ در بغل را تلخ نوشید***شیرین ترین ایام رفتند و...نفهمید.....در نقطه ی پایان،اَجَل راتلخ نوشید (بهرامچی)

Morteza
Morteza

در میخانه ی چشمانت... خدایان به اوج خود رسیدند... و فرشته ها پرواز را تا اوج کهکشان ها آموختند... و من دیوانه شدم، دیوانه... دیوانه ای در بند چشمانت...در میخانه ی چشمانت خبری از یاس و ناامیدی نیست...و من دیوانه در حیطه ی چشمانت متولد شدم...و راز آن معراج را فهمیدم...و راهی شدم...(سادات)

M0H3N
M0H3N

در این سرما سر ما داری امروز...دل عیش و تماشا داری امروز(مولانا)

Morteza
7923.jpg Morteza

گفت : دنیا را ببین زیبا بود، گفتمش زشت ازبرای ما بود.... چشم من زیباترین چیزی که دید، شعر نیما بود و عارف با امید.... عارف از جرم پدر دیوانه شد! با خوشی های جهان بیگانه شد....جان نیما را گرفت افسانه اش، ثالث هم آتش گرفتی خانه اش.... بآن همه گرمی که آن کاشانه داشت، او زمستان را در آن خانه نگاشت... ... پژواره

Morteza
Morteza

اصولاً از میان پرندگان کبک با جنبه ترین است! بقیه تا تو را میبینند بال در می آورند........ و بال که درآوردند ظرفیت کنار تو بودن را ندارند ظرفیت روی زمین ماندن!!.........به جای دل و زبانشان با بالشان فعل رفتن را زودتر و سریعتر صرف میکنند ****خدا را هم آن بالا میبینی که تنهاست؟!! همه همه اش به خاطر همین بالهای لعنتی فرشته هاست****اما کبک مثل سگ وفادار است....وحتی با همان پاهای دوست داشتنیش،برای رفتن کند ترین پرنده ها دیگر لازم نیست اسیرش کنی یا توی محفظه ای به اسم قلب محبوس****اصلا بال هم بو میدهد!بوی "نه" ماندگی،بوی غربت.....این بال هم چیز مزخرفی میشد کلا اگر ادم هم پرنده بود...(ب.ک)

سجّاد حسینی
fmpcal25.jpg سجّاد حسینی

نمی دونم اینو قبلاً نوشته بودم یا نه . ولی دیدم توی تنها جزوه ای که برا بچه های کلاس نوشته بودم اینو نوشتم ، خالی از لطف نیست.

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهدیس
مهدیس

تا بال و پرم بود ، ز دامم نرهاندی ... امروز رهاندی که مرا بال و پری نیست..

سجّاد حسینی
nima.ushij1.jpg سجّاد حسینی

داشتم تو شعر های نیما دنبال یه شعر میگشتم که توش بارون باشه اینو پیدا کردم - انلی به خاطر امشب که داره می باره