محدّثه
ببرد از من قرار و طاقت و هوش****بت سنگین دلِ سیمین بناگوش (حافظ)
M0H3N
عقل بند و دل فریب و تن غرور و جان حجاب ... راه از این جمله گرانیها نهانست ای پسر ... چون ز عقل و جان و دل برخاستی بیرون شدی ... این یقین و این عیان هم در گمانست ای پسر ... مرد کو از خود نرفتست او نه مردست ای پسر ... عشق کان از جان نباشد افسانست ای پسر !!!!!!!
M0H3N
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست ... این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه ؟!! ... کشتی ای را که پی غرق شدن ساخته اند ... هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه ؟!! ... ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکست ... کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه ؟!! .......
ali spm
لبخند زدی و آسمان آبی شد / شب های قشنگ مهر مهتابی شد / پروانه پس از تولد زيبايت / تا آخر عمر غرق بی تابی شد
Jangal
روزي از راه آمدم اينجا، ساعتش را درست يادم نيست// ديدم انگار دوستت دارم، علّتش را درست يادم نيست// چشم من از همان نگاه نخست، با تو احساس آشنايي كرد// خنده اَت حالت عجيبي داشت، حالتش را درست يادم نيست// زير چشمي نگاه ميكردم ،صورتت را و در خيال خودم// مي زدم بوسه بر كنار لبت، لذّتش را درست يادم نيست// آن شب از فكر تو ميان نماز، بين آيات سورۀ توحيد// لَم يَلِد را يَلِد ولَم خواندم ، ركعتش را درست يادم نيست// باورش سخت بود و نا ممكن ، كه دلم بوي عاشقي مي داد// پيش از اين او هميشه تنها بود، مدّتش را درست يادم نيست// مانده بود از تمام خاطره ها، يك نفر در ميان آئينه // اسم او مهرداد بود اما شهرتش را درست يادم نيست// خواب تو، خواب هر شبم شده بود، راه تعبير آن سرودن شعر// يك غريبه هميشه پيش تو بود، صورتش را درست يادم نيست// عادت عشق دل شكستن بود، و مرا عاشق نگاه تو كرد // واقعاً او چه خوب مي دانست ،عادتش را درست يادم نيست// عاقبت مرد بين آئينه، بي خبر رفت و در شبي گم شد// چون لياقت نداشت يا اينكه، جرأتش را، درست يادم نيست // مهرداد بابایی
Jangal
در گذرگاه زمان/ خیمه شب بازی دهر /با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد/ عشق ها می میرند /رنگ ها رنگ دگر می گیرند ...و فقط خاطره هاست/ که چه شیرین و چه تلخ /دست ناخورده به جا می مانند!
Jangal
مخور صائب فریب زهد از [!]ه ی زاهد //که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد
ali spm
توسط موبایل در
اشعار فارسی
عیب کار از جعبه ی تقسیم نیست / سیم سیار دل ما سیم نیست / این خدا این هم هزاران طول موج / دیش احساسات ما تنظیم نیست
ali spm
توسط موبایل در
اشعار فارسی
من مي خوام كبوتر دل تو رو اسير كنم/ اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير كنم/ بزنم به موج درياي خيال عشق تو/ باقي عمرم و عاشقونه با تو پيركنم!
سجّاد حسینی
تا در رهم نگیرد جز او کسی سراغ ... ! - در بسته ام - نیما یوشیج
طنیـــــــــــن
منم دلتنگ دلتنگم ......... ( به یاد ِ یک دوستــــ )=====> دیدگاه