دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شهدا در قهقهه مستانه شان و شادی وصول شان عند ربهم یرزقون اند...

جزئیات گروه

شناسه 226
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1536 پست
عضو 293 کاربر
طرفدار 25 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 108
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 148
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 69

کاربران گروه

(290 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دارالشهدا
شناسه‌: 226 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
mehran313
mehran313

هنگامی که شیپور جنگ نواخته می‌شود، شناختن مرد از نامرد آسان می‌شود؛ پس ای شیپورچی بنواز!... شهید دکتر مصطفی چمران

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
PIC326.jpg باران بهاری

خدا اگر ما را هم دوست داشته باشد با خودش می برد.

حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی

" همیشه می خواستم که باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم در دریای فقرغوطه بخورم و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنم. می خواستم شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان پایداری خود بلرزانم. می خواستم میزان حق و باطل باشم و دروغگویان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم. می خواستم آنچنان نمونه ای در برابر مردم به وجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند، طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد، و هر کسی در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگیرد و راه فرار برای کسی نماند..." قسمتی از مناجات شهید دکتر مصطفی چمران

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
میم!
59934334979213378216.jpg میم!

: استاد گیر داده بود که همه باید کراوات بزنن می گفت سر جلسه امتحان بی کراوات بیاین ، دو نمره ازتون کم می کنم مصطفی براش مهم نبود...واسه همین خیلی راحت بدون کراوات اومد سر جلسه استاد هم تهدیدش رو عملی کرد....از مصطفی دو نمره کم کرد نمره اش شد ۱۸.....باز هم بالاترین نمره.... (منبع: کتاب یادگاران)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
600088_269843476456782_1242794400_n.jpg J_a_♥_a_D

بس است طعنه به فرزندان جانبازان و شهدا !!! حاضری سهمیه دانشگاه داشته باشی ولی تو این موقعیت باشی . . .؟؟؟!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
599686_310598239030910_24334298_n.jpg J_a_♥_a_D

کاش به تعداد انگشتان دستم امروز چون این مرد را در کنارمان داشتیم...............باهمه​ سادگی اش....با آن لبخندهای صمیمی همیشگی بر لبانش...با توسل های گاه و بی گاهش به فاطمه زهرا(س)........با بصیرت در نگاه و کلامش .با سادگی و بی پیرایگی زندگی اش و با........................​..........................​

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
1340028217989740_large.jpg J_a_♥_a_D

فرماندهان عراقی در پاسخ به سوال صدام که چرا نمی توانيد وارد شهر خرمشهر شويد، گفته بودند جوان 27 ساله ای به نام جهان آرا مانع از اين کار می شود." جوانی که با همرزمانش و با مقدار بسیار کمی سلاح توانستند جلوی 400 تانک و چند لشکر رو بگیرند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
mehran313
mehran313

« به نام خدا » من مي خواهم در آينده شهيد بشوم،براي اينكه...... معلم كه خنده اش گرفته بود، پريد وسط حرف هاي دانش آموز گفت :ببين عزيزم ! موضوع انشاء اينه كه شما در آينده مي خواهيد چي كاره بشين بايد در مورد شغل يا كار آيندت بنويسي...مثلا پدر خودت چيكاره است؟ ... آقا اجازه شهيد شده

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
248100_327241350691495_1470866135_n.jpg J_a_♥_a_D

شعر نوشته شده توسط شهید رضا قنبری .. روز مرگم نفسی وعده دیدار بده .. وان گهم تا به لحد خرم و دلشاد ببر

این ارسال را بازنشر کرده است.
J_a_♥_a_D
551752_328245947257702_1325324094_n.jpg J_a_♥_a_D

همه مان را جمع کرد توی چادر و کالک منطقه را باز کرد و شروع کرد صحبت کردن. یک کم که حرف زد، صدایش قطع شد. اول نفهمیدیم چه شده، ولی دقت که کردیم ، دیدیم از زور خستگی خوابش برده . چند دقیقه همان طور ساکت نشستیم تا یک کم بخوابد. بیدارکه شد، کلی عذر خواهی کرد و گفت « سه – چهار روزی می شه که نخوابیده م.»

این ارسال را بازنشر کرده است.
پـدربـزرگـــ ایـرانـی ... 8
1340032776516717_large.jpg پـدربـزرگـــ ایـرانـی .....

به که رسیدند ، رو به ما گفتند .....

J_a_♥_a_D
جنازه اش را پیدا نکردیم..jpg J_a_♥_a_D

از بس گفته بودن بچه اي، اگر زخمي بشوي، آه و ناله مي کني و عمليات لو مي رود، بغض کرده بود. شايد هم حق داشتند. نه اروند با کسي شوخي داشت نه عراقي ها. اگر عمليات لو مي رفت، غواص که فقط مسلح به يک چاقو بودند قتل عام مي شدند. سرانجام، فرمانده که اشتياقش را ديد و از طرفي بغض کردنش را، موافقت کرد. در گل و لاي اروند در ساحل فاو، دراز کشيده بود. هر دو پايش قبل از خودش رفته بود يا به وسيله کوسه يا ترکش خمپاره، دهانش را پر از گل کرده بود تا عمليات لو نرود

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
575160_2944579314030_1672627955_n.jpg J_a_♥_a_D

باید شهید شد، وگرنه می‌میریم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرفال
user4076_pic2798_1331816692.jpg امیرفال

پدرش را برگردان.... تمام سهمیه هایش برای تو

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

ازنيروهاي لشكر محمد رسول الله (صلي الله عليه و آله ) بود*** عادت داشت پيشاني شهدا را ببوسد .*** وقتي شهيد شد تصميم گرفتيم ***پيشاني اش را به تلافي آن همه محبت بوسه باران كنيم ****، پارچه را كنار زديم ، نعش بي سر او دل همه را آتش زد . ....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.