دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شهدا در قهقهه مستانه شان و شادی وصول شان عند ربهم یرزقون اند...

جزئیات گروه

شناسه 226
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1536 پست
عضو 293 کاربر
طرفدار 25 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 108
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 148
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 69

کاربران گروه

(290 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دارالشهدا
شناسه‌: 226 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
J_a_♥_a_D
531585_358643277538045_77661865_n.jpg J_a_♥_a_D

پدر کودک رو بغل کرد و تو آغوش گرفت. کودک هم مي خواست پدر رو بلند کنه ولي نتونست. با خود گفت: حتماً چند سال بعد مي تونم. بيست سال بعد پسر تونست پدر را بلند کنه. پدر سبک بود. به سبکي يک پلاک و چند تکه استخوان...

آریــَــن
آریــَــن

ِ را می‌بینم ، ولی ِ می‌کنیم ... چرا ؟! آهای مایی که داریم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙

نــظــر بــزاریــن خــوشــحــال مــی شــمـ ./. (^_^*) .

باران بهاری
PIC326.jpg باران بهاری

خیلی از حرفاش برای من تازگی داشت ... چند بار تا حالا گوش دادم ... [فایل]

motefavet
52933319454937138281.jpg motefavet

تو در شناسنامه خود دست می بری/ اما هنوز بین پسرها که آخری / داغ برادران سپید کرد / موهای او که ریخته از زیر روسری / حالا تو ساک بسته ای و فکر رفتنی / مادر به فکر طاقچه با عکس دیگری/ مادر به فکر کوچه به نام شما شدن/ تو فکر کوچ کردن از این بی برادری / وقتی خبر نداشته باشد ، چه کوچه ای؟/ وقتی پسر نداشته باشد، چه مادری؟(زهرا بشری موحد)

این ارسال را بازنشر کرده است.
•٠·˙علی . Áli . 7  •٠·˙
spa0mgcw.jpg •٠·˙علی . Áli . 7 •٠·˙

به یاد ِ اَبـَر مردی که میخواست پرچم را در انتهای افق بر زمین بکوبد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
•٠·˙علی . Áli . 7  •٠·˙
dsafd.jpg •٠·˙علی . Áli . 7 •٠·˙

لبخند ِ عشــق . . . : )

motefavet
شهدا-شرمنده-ایم.jpg motefavet

شرمنده ایم ...

شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

یا رب شهیدان در شهادت ها چه دیدند/ کز ما بریده ، سوی تو هجرت گزیدند ؟/ پیرایه وابستگی از تن بریدند/ آزاد گردیدند و سویت پر کشیدند .........

حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی

...داشتند از توي دريا ماهي مي‌گرفتند. ماهي بود؟ نه. پارچه بود. آهن بود. عروسك بود. يك بچه بود و يك چادر سياه. چادر سياه؟ چادر مادر من؟ توي دريا چكار مي‌كرد؟!...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
•٠·˙علی . Áli . 7  •٠·˙
index.php.jpeg •٠·˙علی . Áli . 7 •٠·˙

یاد ِ آنانی که با خــود میزدنــد ؛ مـعـبـری از جبهه تا کربـــُ بلا . . .

motefavet
motefavet

در جاده انقلاب روی یکی از تابلو ها نوشته بود : جاده لغزنده است ،دشمنان مشغول کارند ؛ با احتیاط برانید . سبقت ممنوع ، دیر رسیدن به پست و مقام بهتر از هرگز نرسیدن به است. حداکثر سرعت مجاز ، سرعت حرکت ولی فقیه است ،اگر پشتیبان ولایت نیستید لااقل کمر دشمنی نبندید. با دنده لج حرکت نکنید . با وضو وارد شوید این جاده مطهر به خون ست.

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
شهید شاهرخ ضرغامی.jpg باران بهاری

بچه که بودم همیشه آرزو داشتم وقتی بزرگ شدم سیبیل بذارم تا همه بهم بگن ؛ هر کی بهم گفت بالای چشت ابرو واسش تیزی بکشم و خط خطیش کنم ؛ ولی بزرگ که شدم تازه فهمیدم لوتی بودن به تار سیبیل نیست ، به رفتار و منش آدم بستگی داره ولی تیزی رو باید کشید ... همون لوتی بود که هم سیبیل داشت ، هم معرفت ، هم تیزی کشید به هر چی نامردیه ...

˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙
˙·٠•●♥ ŦᴬТΞოΞᴴ ♥●•٠·˙

@جنت سادات تـا سـر بـه بـدטּ بـاشـد ؛ ایــטּ جـامـه کــفـَــ♥ـــטּ باشد ./.

mehran313
12 - 1.jpg mehran313

شجاعت تو جان را نه ، مرگ را به بازی گرفت