یا رب مرا یاری بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پیش چشمش ساغری ، گیرم ز دست دلبری
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بیمارش کنم
بندی به پایش افکنم ، گویم خداوندش منم
چون بنده در سودای زر ، کالای بازارش کنم
گوید میفزا قهر خود ، گویم بخواهم مهر خود
گوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنم
هر شامگه در خانه ای ، چابکتر از پروانه ای
رقصم بر بیگانه ای ، وز خویش بیزارش کنم
چون بینم آن شیدای من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوی او ، باشد که دیدارش کنم
با تو نیستم تو نخوان با خودم زمزمه میکنم . . من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام فقط کمی تو را کم اورده ام یادت هست؟ میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها؟ حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلویم صف کشیده اند با این همه واژه چه کنم؟ تکلیف اینهمه حرف نگفته چه می شود؟ باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد بیاندازم باید خوب باشم
بارونو دوست دارم هنوز چون تو رو يادم مياره حس ميکنم پيش مني بارونو دوست دارم هنوز بدون چتر و سرپناه وقتي که حرفاي دلم جا ميگيرند توي يه آه شونه به شونه ميرفتيم من و تو تو جشن بارون حالا تو نيستي و خيسه چشماي من و خيابون بارونو دوست داشتي يه روز تو خلوت پياده رو پرسه پاييزي ما مرداد داغ دست تو بارونو دوست داشتي يه روز عزيز هم پرسه ي من بيا دوباره پا به پام تو کوچه ها قدم بزن شونه به شونه ميرفتيم من و تو تو جشن بارون حالا تو نيستي و خيسه چشماي من و خيابون بارونو دوست دارم هنوز چون تو رو يادم مياره حس ميکنم پيش مني وقتي که بارون ميباره
بیخود
13 سال و 11 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 13 دقيقه قبلشکلک مبارک : دي
13 سال و 11 ماه و 20 روز و 9 ساعت قبل توسط موبایلگفتی حفظ نیستی مجبور شدم عمو
13 سال و 11 ماه و 20 روز و 8 ساعت و 51 دقيقه قبلسلام