pouyan
دو وقــت دلــم مــي گــيــرد .. يكــي وقتــي بــا "بــــلــــه" جــواب مــي دهــي يــكــي وقــتــي "شــــمــــا" صــدايم مــي كــنــي ..!!! چــگــونه صــدايــت كنــم كـه بــا "جــــانــم" جــواب دهــي؟ و "تــــو" صــدايــم كــنــي؟!!
pouyan
بـی هـوا رفـتـی ، بـی " نـفَـس " مـانـدم . . . !
pouyan
شده ام سنگ صبور روزگار.....
دارد تمام غم هاي ديرينه اش را يك جا به خوردم مي دهد...
دیگر تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد...
یک بار قسمت کردم چندین برابر شد!
pouyan
فریاد را همـه می شنوند ، اگر سکوت را فهمیدی هنر کردی . . .
pouyan
. چه رسم جالبی است !!! محبتت را میگذارند پای احتیاجت … صداقتت را میگذارند پای سادگیت … سکوتت را میگذارند پای نفهمیت … نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت … و وفاداریت را پای بی کسیت … و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!! .
pouyan
اشتباه من املایی بود ، من فقط او را همدرد نوشتم ، گویا او هم ، درد بود . . .
pouyan
بعضی آدم ها رو باید درک کرد ! بعضی ها رو به درک . . .
pouyan
هر آهنگی که گوش میدهم به هر زبانی که باشد بغضم را میشکند … نمی دانم بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است …
pouyan
ﯾﻪ ﺳﺮﯾﺎ ﺁﻏﻮﺷﺸﻮﻥ ﺩﯾﮕﻪ “ﺑﻐﻞ” ﻧﯿﺴﺖ !!! ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻋﻤﻮﻣﯿﻪ …
pouyan
بعضیا مرگ مغزی شدن انگار ! هر روز قلبشون رو اهدا میکنن به یکی !
pouyan
چه ساده بودم که گمان میکردم به دورم می گردند کسانی که دورم میزدند …
pouyan
اسم هر دویمان را در گینس ثبت میکنند ! تو در دروغ گفتن رکورد زدی … من در باور کردن … !!!
pouyan
گاهی هوس میکنم در آغوشت حل شوم !باهمه سردیت،هنوز برایم گرمترین حس دنیایی ...!!
pouyan
خاک سوی نور می پاشند شب کوران جهل ، در خیال اینکه خورشید زمان پنهان کنند. آخرین تدبیرشان هم خادم تقدیر گشت ، بردگانی بی اراده خدمت سلطان کنند.
pouyan
دلتنگی هایم را جایی،جا گذاشته ام کجا نمی دانم؟ فقط دلم دل دل می کند...خسته ست و افسرده این روزها...بی خیال... فقط سرم درد می کند...خسته ست و افسرده تب می کند نگاه...می سوزد این دلم قلبم چه بی کس است دنیا... همین بس است...