pouyan
دوستانم می رنجانندم مدام از دشمنان چیزی در خاطرم نیست.
pouyan
به کرمهای اطرافتان پیله نکنید توهّم پروانه شدن می گیرند
pouyan
آغوش من سرزمین تو بود؛ کاش قدری عرقِ میهن پرستی داشتی وطن فروش!
pouyan
چه فرقی می کند عاشق تو باشم یا عاشق رنگین کمان وقتی هر دو هفت خطید؟!!
pouyan
دلم سيگار ميخواهد! نه براي کشيدن! براي داغ کردن دستي که میداند جواب خوبیش را با بدی میدهند اما باز هم خوبي ميکند !
pouyan
هی رفیق!!! زخم هایم را پنهان کن............اینجا مردم زیادی بانمک شده اند....
pouyan
قرار شـد اشکـَنـَـک باشد و سر شکستـَنَـک اما این بازی که تو راه انداختی ... سراسر دل شکستنـَـک بود و بس...
pouyan
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟
pouyan
این واژگان هر آنچه که دارند می دهند تا شعر ها مرا به تو پیوند می دهند حتی برای کشتنم این دشمنان هنوز تنها مرا به جان تو سو گند می دهند با این گدازه ها چه کنم ؟دردهای من بوی گدازه های دماوند می دهند از مادرت بپرس که در وادی شما یک قلب واژگون شده را چند می دهند؟ دیوانگی مجال غریبی است عشق من! زنجیرها مدام مرا پند می دهند ...!
pouyan
می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند ....
pouyan
آن نازنین کجاست که یادم نمیکند صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست امشب به یاد کیست که یادم نمیکند .
pouyan
خدایا:تو اول رابطیم که واژههایه اون بویه خاطرات قدیمیو میده...!!!
pouyan
تنهای ما تنهاست دلهای ما با هم دل، از تو لبریزست تنهای تنها هم