pouyan
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
pouyan
نمی ذارم که تو از پیشم بری ولی توی سرنوشتم ٬ می بینم تو نمی مونی پیشم ٬ مسافری
pouyan
غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست اينجا ولي آسمون باريدنم بلد نيست غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت فداي برق ناز اون چشماي قشنگت غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري من كه خودم مي دونم كه تو چقدر صبوري غصه نخور مسافر بازم مي آي به زودي ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي
pouyan
مهربونی پیش تو تکراریه اشکام از نبودن تو جاریه هرجا رو نگاه کنم فقط تویی من اتاقم پر یادگاریه مگه از تو بهترم پیدا میشه مگه عشقت تو ترانه جا میشه مگه میشه تو رو داشت و غصه خورد مگه میشه جلوی چشات نمرد مگه میشه واسه ی داشتن تو سر عشق و آبرو قسم نخورد مگه از تو بهترم پیدا میشه
pouyan
الهی که تمومه چشم به راها بیاد سفر کردشون از تو راها الهی که هیچ جا سفر نباشه هیچ چشمی منتظر به در نباشه
pouyan
بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن حقا كه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست
pouyan
اگه تو مال من بودي اگه تو مال من بودي ماه از چشات طلوع مي كرد پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع مي كرد اگه تو مال من بودي كلاغ به خونش مي رسيد مجنون به داد اون دل زرد و ديوونش مي رسيد اگه تو مال من بودي همه خبردار مي شدن ترانه هاي عاشقي رو سرم آوار مي شدن اگه تو مال من بودي قدم رو پاييز ميزديم پاييز مي فهميد كه ماها زبونشو خوب بلديم اگه تو مال من بودي انقد غريب نمي شدم من چي مي خواستم از خدا ديگه اگه پيشت بودم اگه تو مال من بودي دور خوشي نرده نبود دل من اون آواره اي كه شبا مي گرده نبود اگه تو مال من بودي چشام به چشمات شك نداشت تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترك نداشت اگه تو مال من بودي جهنمم بهشت مي شد قصه ي عشق ما دو تا ، عبرت سرنوشت مي شد اگه تو مال من بودي مي بردمت يه جاي دور يه جا كه تو ديده نشي نباشه حتي كمي نور اگه تو مال من بودي ، مي ذاشتمت روي چشام بارون مي خواستي مي باريد ، ابر سفيد گريه هام اگه تو مال من بودي برگا تو پاييز نمي ريخت شمعي كه پروانه داره ، اشك غم انگيز نمي ريخت اگه تو مال من بودي قفس ديگه اسير نداشت آدما دارا مي شدن ، دنيا ديگه فقير نداشت
pouyan
کاش یه کاری بکنیم که خستگی ها در بشه مرهمی بشیم که زخم آدما بهتر بشه کاش که شاخه ی درخت زندگی رو نشکنیم هفته ای یه بار به باغبونامون سر بزنیم کاش که پاک کنیم تموم اشکایی که جاریه خوب نگه داریم چیزی که واسه یادگاریه کاش دس پرنده های بی پناهو بگیریم
pouyan
فرشته ی زمینی دیوونتم میبینی نامه برات نوشتم رو برگای گل یاس چرا من اینجا موندم اما دل تو اونجاس فرشته ی زمینی دیوونتم میبینی نامه برات نوشتم رو گلای بنفشه عشق تو عین یاقوت سرخه و می درخشه نامه برات نوشتم روی گلای لاله راستی که داشتن تو برای من محاله غصه هامو نوشتم روی گلای پونه هرچی بگی میگم چشم ساده و بی بهونه فرشته ی زمینی دیوونتم میبینی گریه هامو نوشتم رو قطره های شبنم
pouyan
کاشکی یادمون نمی رفت عهدامون بدون علت واسه ی دفاع از خود دست نمی زدیم به تهمت کاشکی عهدامون نمی شکست با یه اتفاق ساده به دلیل اینکه آدم توی این دنیا زیاده کاش برای اون مهم بود چشام از خاطره خیسه گفته بودم که دل من برای اون می نویسه
pouyan
چی می شد بی التماسم تو می اومدی به خونه چی می شد دلت می دونست که باید پیشم بمونه چی می شد می سوخت دلامون واسه التماس سیبا چی می شد دنیا رو یک شب بسپاریم دست غریبا
pouyan
یه وقتایی منتظر کسی باش کسی که چشماش یه کمی روشنه شاید یه قدری ام شبیه منه کسی که چون می خواد بشه ستاره هیچ چاره ای به جز سفر نداره داغ دلت هروقت که میشه تازه بهش بگو با روزگار بسازه دیگه باید برم که خیلی دیره فقط نذار خاطرمون بمیره ...
pouyan
در دیده بجای خواب آبست مرا زیرا که بدیدنت شتابست مرا گویند بخواب تا به خوابش بینی ای بیخبران چه جای خوابست مرا
pouyan
پیوستن دوستان به هم آسان است دشوار بریدن است و آخر آن است شیرینی وصل را نمیدارم دوست از غایت تلخیی که در هجران است
pouyan
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید قصه بی سر و سامانی من گوش کنید گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربدهجویی بودیم عقل و دین باخته، دیوانهٔ رویی بودیم بستهٔ سلسلهٔ سلسله مویی بودیم